تبليغاتX
(سيلك)silak اصغر عاشوري
معرفي بردخون زادگاه خالو حسين شير مرد جنوب قهرمان ملي مبارزه با استعمار پير انگليس
 توصیه های مهم ایت الله استادی به مداحان

خطیب جمعه قم با اشاره به فرارسیدن ماه محرم گفت: مداحان و روضه خوان‏ها در ماه محرم نباید كاری كنند كه در بین مردم اختلاف و دودستگی ایجاد شود.


به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت (ع) ـ ابنا ـ  آیت‏الله «رضا استادی» در خطبه‏های نمازجمعه قم در حرم مطهر حضرت معصومه (س) افزود: ماه محرم مخصوص عموم مردم است و در این ماه باید با اخلاص فرهنگ اهل‏بیت (ع) ترویج شود.

وی اظهار داشت: ماه محرم، روز قدس، 22 بهمن، نیمه شعبان، نمازجمعه و عاشورا مربوط به همه مردم است مداحی و سخنرانی‏ها نباید به گونه‏ای باشد كه تعداد مردم در این روزها كم شود.

استادی گفت: اگرسیاستمداران اختلافاتی دارند جای خود دارد ولی ما حق نداریم كاری كنیم كه این اختلافات گسترده‏تر شود.

خطیب جمعه قم اظهار داشت: نمازجمعه نیزمربوط به همه ملت است گاهی برخی سخنان در نمازجمعه به گونه‏ای است كه برخی مردم دیگر شركت نمی‏كنند، الگوی ما در همه مسائل ومباحث باید مقام معظم رهبری باشد و نباید از ایشان جلو یا عقب بیفتیم.

ايشان خاطرنشان كردند: رهبر معظم انقلاب در عید غدیر بسیار جالب این روز را مطرح كردند و دیگران را نیز دعوت نمودند كه آیات و روایات را در این مناسبت مطالعه كنند و سخنان ایشان هرگز تنش ایجاد نخواهد كرد.

وی گفت: باید با سخنان منطقی به مردم بینش دهیم.

استادی همچنین از مداحان خواست كه مطالب محكم و درست را برای مردم بیان كنند و چیزی مطرح نكنند كه برای مردم سوال برانگیز باشد.

وی گفت: دین اسلام دین فطرت است نه دین خواب و خیال، بنابراین خطبا و مداحان باید از پرداختن به برخی خواب و خیال ها خودداری كنند.

وی اظهار داشت: مردم و بانیان عزاداری باید از مداحان و خطبای باسواد و كسانی كه شناخته شده هستند دعوت كنند، مداحانی باید به مراسم عزاداری دعوت شوند كه اهل مطالعه بوده و از بیان مطالبی كه باعث وهن دین می شود خودداری كنند.

استادی همچنین دروغ را از گناهان بزرگ دانست و گفت: از سایت‏ها،رسانه‏ها تقاضا دارم كه از مراجع تقلید و رهبر معظم انقلاب درمورد دروغ استفتاء كنند كه چه حكمی دارد.

وی ادامه داد: آیا اینكه انسان هر چه شنیده آن را منتشر كند بعد اگر راست نبود بگوید دروغ است و اشتباه كردم می تواند توجیه خوبی باشد؟

وی گفت: یكی از دروغ ها این است كه از گفته‏های اشخاص كه درمورد یك فراز صحبت می‏كند فراز دیگری را برجسته نمایند، گاهی سخنران دنبال مساله دیگری است ولی آنها حاشیه‏ها را به متن تبدیل می كنند.

ايشان افزودند: كسانی كه ادعای تدین دارند بدانند كه این كار مصداق روشن بی‏تقوایی می‏باشد.

منبع :پایگاه تحلیلی خبری ابناhttp://abna.ir/

|+| نوشته شده توسط اصغر عاشوری(آموز گار دبستان هاي بردخون در شنبه بیست و یکم آذر 1388  |
 ورود كاروان عشق به كربلا

حرکت کاروان حسینی از مکه مکرمه به سوی کوفه

 ورود كاروان عشق به كربلا

پس از آنكه بني‌اميه، امام حسين (ع) را براي گرفتن بيعت تحت فشار قرار دادند، ايشان از مدينه به سمت مكه مكرمه خارج شد و بقيه ماه شعبان و ماه هاي رمضان، شوال، ذوالعقده را در جوار بيت الله سپري كرد و با آمدن ذوالحجة ، احرام حج نيز بست.

از سوي ديگر «عمرو بن سعيد بن عاص» از سوي يزيد مأمور شد كه براي دستگيري يا جنگ با حضرت به مكه برود. وي در روز ترويه (8 ذوالحجة) به مكه رسيد.

امام (ع) كه مي‌دانست اين دشمنان، حرمتي براي حرم خداوند قائل نيستند حج تمتع خويش را نيمه‌تمام گذاشت و آن را به عمره مفرده تبديل كرد و از مكه خارج شد. انگيزه امام براي اين كار، همانگونه كه خود فرمود، حفظ حريم بيت الله بود. ايشان در پاسخ «محمد حنيفه» كه او را از ترك مكه برحذر و به اقامت در اين شهر ترغيب مي‌كرد فرمود: «اي برادر! مي‌ترسم يزيد ناگهان مرا در حرم بكشد و به سبب من حرمت اين خانه شكسته شود». همچنين حضرت در پاسخ افراد ديگري مانند «ابن عباس»، «فرزدق» و «عبيدالله بن زبير» كه همين خواسته را تكرار مي‌كردند و مي‌پنداشتند كه دشمن، حرمت مكه را نگه مي‌دارد مي‌فرمود: «يك وجب دورتر از خانه كعبه كشته شوم و حرمت مكه به خاطر من پايمال نگردد بهتر است».

بعدها كه در جريان قيام عبدا... بن زبير، بني اميه كعبه را با منجنيق مورد حمله قرار دادند و عبدالله را در مسجدالحرام كشتند، معلوم شد كه ابن عباس با آن فطانت و ابن زبير با آن زيركي اشتباه مي‌كردند و امام آينده را بروشني در خشت خام مي‌ديد و دشمنان اسلام را بخوبي مي‌شناخت.

بهرحال، امام هنگامي كه حاجيان براي اداي مناسك حج تمتع به سوي منا مي‌رفتند طواف كرد، سعي بين صفا و مروه به جاي آورد، موي چيد، از احرام عمره بيرون آمد و رو به سوي كوفه گذارد.

ما كاروان كعبه عشقيم ، هر كجا

رو آوريم كعبه بود روبروي ما

ماييم كعبه‌ي دلِ عشاقِ باوفا

هر جا رويم كعبه كند جستجوي ما

چون خبر به محمد حنفيه رسيد خود را به كاروان رساند و زمام ناقه امام را گرفت و گفت : «اي برادر! چه باعث شد كه با اين شتاب خارج شوي؟» حضرت فرمود : «ديشب رسول خدا به خوابم آمد و گفت : اي حسين! بيرون رو كه خدا خواست تو را كشته ببيند». ابن حنيفه گفت : «انا لله و انا اليه راجعون. پس اين زنان و كودكان را چرا با خود مي‌بري؟» امام پاسخ داد: «جدم فرمود خداوند مي‌خواهد آنها را اسير ببيند».

احرام ما كفن شود اندر مناي عشق

خون گلوي ما شود آنجا وضوي ما

ما تشنه‌ي شهادت عشقيم، مي‌رويم

تا پر شود ز خون دل ما، سبوي ما

اينگونه بود كه امام (ع) به خاطر حفظ حريم خدا ، به دستور رسول خدا و براي زنده كردن امر خدا، به همراه اهل و عيال و تعدادي از موالي و ياران از مكه خارج شد و به سوي عراق عزيمت كرد. روز خروج را برخي از موخان روز ترويه (هشتم ذوالحجة) و «ابن قولويه» به نقل از امام باقر (ع) روز هفتم اين ماه نقل كرده اند.

ما را مناي عشق، صف كربلا بود

رنگين شده فرات ز خون گلوي ما

امام (ع) به سوي كوفه حركت كرد اما در نزديكي اين شهر به وسيله «حر بن يزيد رياحي» و سپاهيانش كه مأمور راه‌بستن بر كاروان امام بودند متوقف شد (كه حكايت مفصل‌تر آن در روضه فردا ذكر خواهد شد).

پس از مذاكرات طولاني كه بين امام (ع) و حر صورت گرفت و بعد از آنكه حر گفت اكنون كه از كوفه آمدن ابا داري راهي برگزين كه نه به كوفه روي و نه به مدينه بازگردي تا من به امير نامه نويسم، حضرت (ع) راه قادسيه را انتخاب فرمود.

لشكر ظلمت و كاروان نور چند روز سايه به سايه يكديگر حركت مي‌كردند تا اينكه روز دوم محرم در نزديكي روستاي نينوا ، نامه‌اي از عبيدالله به حر رسيد كه در آن نوشته بود: «همان هنگام كه نامه من به تو رسيد حسين را نگاهدار و بر او تنگ بگير و او را در بياباني بي‌پناه و بي‌آب فرود آور».

حر بر امام و اصحاب او سخت گرفت تا آنها را مجبور نمايد در همان مكان بي آب و آبادي كه نامه به دستش رسيده بود اتراق كنند. امام به او فرمود : «واي بر تو! بگذار در آبادي و روستايي فرود آئيم» حر گفت : «نه، به خدا قسم نمي توانم. اين نامه رسان را بر من جاسوس كرده اند و بايد در همينجا بماني».

«زهير» كه يكي از ياران امام بود گفت: «اي پسر رسول خدا! جنگ با اين جماعت آسانتر از نبرد با كساني است كه بعدا به آنها ملحق مي شوند. بگذار با آنها بجنگيم». امام فرمود: «من آغازكننده جنگ نخواهم بود». آنگاه نام آن سرزمين را پرسيد. گفتند نام اينجا «عقر» است. دوباره پرسيد آيا نام ديگري ندارد. گفتند  به اينجا نبنوا نيز مي گويند. نام ديگري هم دارد كه كربلاست. پس حضرت شروع به گريستن كرد و گفت : «اللهم اني اعوذ بك من الكرب والبلاء. اينجا مكان رنج و اندوه است.» آنگاه ياران را فرمود: «همينجا فرود آييد كه جدم رسول خدا به من خبر داد كه خون ما بر اين زكين ريخته مي شود و در اينجا دفن خواهيم شد». سپس دستور داد كه خيمه ها را رد همان سرزمين بي آب و علف برپا كردند.

كربلا بر تو مهمان رسيده

وعده‌ي وصل جانان رسيده

كربلا وا كن آغوش خود را

بــر پذيرايي آل طاها

در روايت ديگري نيز آمده است هنگامي كه به امام (ع) گفتند نام اينجا كربلاست حضرت خاك آنجا را بوييد و گريست و گفت : «ام سلمه مرا خبر داد كه روزي جبرئيل نزد رسول خدا بود و من تو را نزد او بردم و تو گريه مي كردي. پيامبر تو را گرفت و در دامن نشاند. جبرئيل گفت : آيا او را دوست داري؟ پيامبر فرمود : آري. جبرئيل عرض كرد : امت تو او را مي كشند. و سپس خاك كربلا را به پيامبر نشان داد. والله اين همان خاك است».

همچنين در حديث است هنگامي كه علي (ع) به صفين مي رفت به حوالي نينوا رسيد. پرسيد اين سرزمين را چه مي گويند؟ گفتند : كربلا. اميرالمومنين (ع) آنقدر گريست كه زمين از اشكش نمناك شد.

و اكنون بيا تا ما نيز به همراه محمد و علي بگرييم براي آن كس كه آسمان‌ها و زمين در مصيبتش گريان‌اند.

الا لعنة الله علی القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا أي منقلب ينقلبون.

………

منبع :پایگاه تحلیلی خبری ابناhttp://abna.ir/

|+| نوشته شده توسط اصغر عاشوری(آموز گار دبستان هاي بردخون در شنبه بیست و یکم آذر 1388  |
 داستان غدیر

سال دهم هجرت بود و پيامبر از آخرين سفر حج خود باز مي گشت، گروه انبوهي که تعدادشان را تا صد و بيست هزار رقم زده اند او را بدرقه مي کردند تا اين که به پهنه بي آبي به نام غدير خم رسيدند.
نيم روز هيجدهم ذي الحجه بود که ناگهانپيک وحي بر رسول خدا صلي الله عليه و آله  نازل شد و از جانب خدا پيام آورده که:
«اي رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنين نکني رسالت
ا
و را ابلاغ نکرده اي و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد کرد»
پيامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بيابان بي آب و در زير آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبري از جهاز شتران براي پيامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روي به مردم کردند. ابتدا خداي را سپاس فرموده و از بديهاي نفس اماره به او پناه جست و فرمود: اي مردم بزودي من از ميان شما رخت بر مي بندم
، آنگاه مي افزايد چه کسي بر مومنين در ارزيابي مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتر است همه يک سخن مي گويند خدا و پيامبر داناترند.

 رسول گرامي مي فرمايد: آيا من به شما از خودتان اولي و سزاوارتر نيستم و همگان يک صدا جواب مي دهند که چرا چنين است. آنگاه فرمود:
من دو چيز گرانبها در ميان شما مي گذارم يکي ثقل اکبر  که کتاب خداست و ديگري ثقل اصغر که اهل بيت منند. مردم، بر آنان پيشي نگيريد و از آنان عقب نمانيد.
آنگاه دست علي (ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد که همگان او را در کنار رسول خدا ديدند و شناختند
.


 

غدير


 

سپس فرمود: خداوند مولاي من و من مولاي مؤمنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم. اي مردم هر کس که من مولا و رهبر اويم اين علي هم مولا و رهبر اوست و اين جمله را سه بار تکرار کرد و چنين ادامه داد: پروردگارا، دوستان علي را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدايا علي را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران اين خبر را به غايبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقي بود که دوباره آهنگ روح بخش وحي گوش جان محمد صلي الله عليه و آله را نواخت که:‌
«امروز دينتان را برايتان کامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پايان رساندم و اسلام را به عنوان دين برايتان پسنديدم»
و بدين سان علي (ع) از جانب خداوند براي جانشيني پيامبر (ص) برگزيده شد.


منبع :وبلاگ صلواتhttp://salavat.parsiblog.com/Archive57615.htm

|+| نوشته شده توسط اصغر عاشوری(آموز گار دبستان هاي بردخون در یکشنبه پانزدهم آذر 1388  |
 عید قربان

عید قربان

عید قربان عید بندگی بر تمام مسلمانان جهان و مردم شریف ایران مبارک باد

نماز عید سعید قربان در شهر بردخون به اماممت حجه الاسلام رکنی حسینی امام جمعه محبوب شهر در مصلای نماز جمعه بردخون برگزار گردید که جمع کثیری از برادران و خواهران در این مراسم عبادی  ووحدت بخش شرکت نمودند

|+| نوشته شده توسط اصغر عاشوری(آموز گار دبستان هاي بردخون در شنبه هفتم آذر 1388  |
  اولین نماز جمعه در شهربردخون اقامه گردید.

حجه الاسلام رکنی حسینی

این جمعه شهر حال و هوای دیگری داشت . آسمان شهر یک رنگ و زیبا شده بود . شهر پر جنب و جوش و متفاوت تر از روز ها و ماه ها و سال های پیشین عمر خود بود . شاید این قسمت نسل سومی ها بود .شاید این افتخار نصیب  مردان و زنان وجوانان  حال حاضر شهر بردخون بوده است زیرا بسیاری از زنان ومردان مومنی بودند که این روزها را آرزو داشتند و به چشم خود ندیدند . اتحاد ، یکپارچگی و وحدت  هدف و مقصود را  . اما امروز این افتخار برای اهالی شهر بردخون و مردم منطقه  به وجود آمده که در شهر عالمان و مجاهدان بی ادعا که در دوران های مختلف تاریخ خود علماء و فضلا و مجاهدانی مومن را در خود پرورانده  شاهد برگزاری مهمترین و با عظمت ترین  مراسم عبادی ،سیاسی و وحدت آفرین  نماز باشکوه جمعه باشند. امروز قلبها همه یکی شده بود هدف ها همه یک نقطه بود .قدم ها همه به یک سو گام برمی داشتند و آن مقصد جایگاه نماز جمعه ی شهر بود .

امروز نماز جمعه باشکوه و عظمت غیر قابل توصیف به امامت امام جمعه ی محبوب و محترم شهر بردخون حجه الاسلام سید حسین رکنی حسینی ( امام جماعت همیشگی مسجد جامع شهر بردخون) و نماینده ولی فقیه در بخش بردخون باحضور چشمگیر مردم حزب الله و همیشه در صحنه  و مسئولین ادارات و نهادها  بسیجیان  فرهنگیان و کارمندان  با شکوه خاص در مسجد جامع شهر بردخون اقامه گردید . دکتر حاج عسکر جلالیان نماینده محترم مردم شهرستان های دیر کنگان و جم نیز در این مراسم عبادی و اولین نماز جمعه ی شهر بردخون شرکت داشتند. بسیاری از مردم از روستاها و شهرهای اطراف نیز در اولین نماز جمعه شهر بردخون شرکت نمودند که اهالی شهر های دیر و آبدان در میان نماز گزاران مشاهده  نمودم.

خطیب محترم جمعه در خطبه ی اول در خصوص تقوا ونقش آن در خود سازی انسانها و همچنین اهمیت نماز جمعه از دیدگاه پیامبر اسلام (ص)و امام علی  وامام راحل بیاناتی ایراد فرمودند در خطبه ی دوم  ایشان به مناسبت های هفته ی آینده اشاره ای داشتند که شهادت امام جواد (ع) وسالروز ازدواج امام علی و حضرت فاطمه از جملهی این مناسبت ها بود . ایشان با مقایسه ی ازدواج ساده حضرت فاطمه و امام علی  وازدواج های  پر هزینه و مهر های سنگین این زمان پرداختند و در خصوص چشم و هم چشمی و برگزاری  مراسمات پرهزینه در حال حاضربیانات مفصلی ایرادنمودند

 

|+| نوشته شده توسط اصغر عاشوری(آموز گار دبستان هاي بردخون در جمعه بیست و دوم آبان 1388  |
 امام جمعه بردخون معرفی گردید

پس از تلاش های زیاد دست اندر کاران امور خیر و مسئولان شهرستانی و استان از این هفته نماز پر صلابت جمعه در بردخون نیز برگزار می گردد. مردم بردخون فردا به استقبال امام جمعه ی محبوب خود حضرت حجه الاسلام سید حسین رکنی حسینی می روند و به ایشان و همراهان محترم ایشان اسقبال می نمایند .حجه  الاسلام حسینی فرزند خلف حجه الاسلام سید اسدالله بن سید علی رکنی از سادات جلیل القدر شهر بردخون می باشد که خانوادتا در خدمت مردم بردخون و منطقه بوده و به امور شرعی مردم خداجو و مومن  این سامان رسیدگی می نموده اند .واین افتخاری دیگر برای اهالی منطقه وشهر بردخون می باشد که نماینده ولی فقیه در بخش از فرزندان بزرگوار این خانواده جلیل القدر و از همین آب و خاک دوست داشتنی میباشد . باشد که همه ی ما باشرکت باشکوه هفتگی در این آیین عبادی ساسی همراهانی وفادار برای این فرزند دلسوز شهرمان باشیم انشاءالله

باهم به استقبال یاور رهبر برویم

|+| نوشته شده توسط اصغر عاشوری(آموز گار دبستان هاي بردخون در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388  |
 آغاز سال تحصیلی 89-88

آغاز مهر رویش سبز جوانه هاست         آهنگ زنگ مدرسه بر بام خانه هاست

گرچه درخت رنگ رخش زرد می شود              نوروز ونوبهار برای جوانه هاست

سالروز شهادت امام جعفر صادق را به محضر همه یشیعیان و ارادتمندان اهل بیت تسلیت عرض می نمایم

آغاز سال تحصیلی ۸۹-۸۸ را به تمام فرهنگیان و داش آموزان تبریک عرض می نمایم . عرض سلام و ادب و احترام دارم به محضر همه ی دوستانی که با پیام های خود بنده را مورد لطف خود قرار داده اند عرض ادب و احترامی بیش به پیشگاه همه ی آنان ندارم وشرمنده بزرگواری همه یآنان می باشم . به خصوص دوستان دوران دانشسرای بنده آقایان اکبری و کشوری که بنده را شرمنده خود نموده اند

 

|+| نوشته شده توسط اصغر عاشوری(آموز گار دبستان هاي بردخون در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388  |
  نگاهی کوتاه به زندگی امام علی زندگی (ع)
ایام سوگواری امام اول تسلیت باد

زندگی نامه امام علی (ع)

ولادت

 حضرت علی ( ع ) نخستين فرزند خانواده هاشمی است که پدر و مادر او هر دو فرزند هاشم اند . پدرش ابوطالب فرزند عبدالمطلب فرزند هاشم بن عبدمناف است و مادر او فاطمه دختر اسد فرزند هاشم بن عبدمناف مي باشد . خاندان هاشمی از لحاظ فضائل اخلاقی و صفات عاليه انسانی در قبيله قريش و اين طايفه در طوايف عرب ، زبانزد خاص و عام بوده است . فتوت ، مروت ، شجاعت و بسياری از فضايل ديگر اختصاص به بني هاشم داشته است . يک از اين فضيلتها در مرتبه عالی در وجود مبارک حضرت علی ( ع ) موجود بوده است . فاطمه دختر اسد به هنگام درد زايمان راه مسجدالحرام را در پيش گرفت و خود را به ديوار کعبه نزديک ساخت و چنين گفت : " خداوندا ! به تو و پيامبران و کتابهايی که از طرف تو نازل شده اند و نيز به سخن جدم ابراهيم سازنده اين خانه ايمان راسخ دارم . پرودگارا ! به پاس احترام کسی که اين خانه را ساخت ، و به حق  " کودکی که در رحم من است ، تولد اين کودک را بر من آسان فرما ! لحظه ای نگذشت که ديوار جنوب شرقی کعبه در برابر ديدگان عباس بن عبدالمطلب و يزيد بن تعف شکافته شد . فاطمه وارد کعبه شد ، و ديوار به هم پيوست . فاطمه تا سه روز در شريفترين مکان گيتی مهمان خدا بود . و نوزاد خويش سه روز پس از سيزدهم رجب سي ام عام الفيل فاطمه  را به دنيا آورد . دختر اسد از همان شکاف ديوار که دوباره گشوده شده بود بيرون آمد و گفت :" پيامی از غيب شنيدم که نامش را " علی " بگذار . "

 دوران کودکي

 حضرت علی ( ع ) تا سه سالگی نزد پدر و مادرش بسر برد و از آنجا که خداوند مي خواست ايشان به کمالات بيشتری نائل آيد ، پيامبر اکرم ( ص ) وی را از بدو تولد تحت تربيت غير مستقيم خود قرار داد . تا آنکه ، خشکسالی عجيبی در مکه واقع شد . ابوطالب عموی پيامبر ، با چند فرزند با هزينه سنگين زندگی روبرو شد . رسول اکرم ( ص ) با مشورت عموی خود عباس توافق کردند که هر يک از آنان فرزندی از ابوطالب را به نزد خود ببرند تا گشايشی در کار ابوطالب باشد . عباس ، جعفر را و پيامبر ( ص ) ،  علی ( ع ) را به خانه خود بردند . به اين طريق حضرت علی ( ع ) به طور کامل در کنار پيامبر قرار گرفت . علی ( ع ) آنچنان با پيامبر ( ص ) همراه بود ، حتی هرگاه پيامبر از شهر خارج مي شد و به کوه و بيابان مي رفت او را نيز همراه خود مي برد . بعثت پيامبر ( ص ) و حضرت علی ( ع ) شکی نيست که سبقت در کارهای خير نوعی امتياز و فضيلت است . و خداوند در آيات بسياری بندگانش را به انجام آنها ، و سبقت گرفتن بر يکديگر دعوت فرموده است . از فضايل حضرت علی ( ع ) است که او نخستين فرد ايمان آورنده به پيامبر ( ص ) باشند . ابن ابي الحديد در اين باره مي گويد : بدان که در ميان اکابر و بزرگان و متکلمين گروه " معتزله " اختلافی نيست که علي بن ابيطالب نخستين فردی است که به اسلام ايمان آورده و پيامبر خدا را تاييد کرده است .

حضرت علی ( ع ) نخستين ياور پيامبر ( ص )

 پس از وحی خدا و برگزيده شدن حضرت محمد ( ص ) به پيامبری و سه سال دعوت مخفيانه ، سرانجام پيک وحی فرا رسيد و فرمان دعوت همگانی داده شد . در اين ميان تنها حضرت علی ( ع ) مجری طرحهای پيامبر ( ص ) در دعوت الهيش و تنها همراه و دلسوز آن حضرت در ضيافتی بود که وی برای آشناکردن خويشاوندانش با اسلام و دعوتشان به دين خدا ترتيب داد . در همين ضيافت پيامبر ( ص ) از حاضران سؤوال کرد : چه کسی از شما مرا در اين راه کمک مي کند تا برادر و وصی و نماينده من در ميان شما باشد ؟ فقط علی ( ع ) پاسخ داد : ای پيامبر خدا ! من تو را در اين راه ياری مي کنم پيامبر ( ص ) بعد از سه بار تکرار سؤوال و شنيدن همان جواب فرمود : ای خويشاوندان و بستگان من ، بدانيد که علی ( ع ) برادر و وصی و خليفه پس از من در ميان شماست . از افتخارات ديگر حضرت علی ( ع ) اين است که با شجاعت کامل برای خنثی کردن توطئه مشرکان مبنی بر قتل رسول خدا ( ص ) در بستر ايشان خوابيد و زمينه هجرت پيامبر ( ص ) را آماده ساخت .

 حضرت علی ( ع ) بعد از هجرت

 بعد از هجرت حضرت علی ( ع ) و پيامبر ( ص ) به مدينه دو نمونه از فضايل علی ( ع ) را بيان مي نمائيم : 1 - جانبازی و فداکاری در ميدان جهاد : حضور وی در 26 غزوه از 27غزوه پيامبر ( ص ) و شرکت در سريه های مختلف از افتخارات و فضايل آن حضرت است . 2 - ضبط و کتابت وحی ( قرآن ) کتابت وحی و تنظيم بسياری از اسناد تاريخی و سياسی و نوشتن نامه های تبليغی و دعوتی از کارهای حساس و پرارج امام ( ع ) بود . ايشان آيات قرآن چه مکی و چه مدنی ، را ضبط مي کرد . به همين علت است که وی را از کاتبان وحی و حافظان قرآن به شمار مي آورند . در اين دوران بود که پيامبر ( ص ) فرمان اخوت و برادری مسلمانان را صادر فرمود و با حضرت علی ( ع ) پيمان برادری و اخوت بست و به حضرت علی ( ع ) فرمود : " تو برادر من در اين جهان و سرای ديگر هستی . به خدايی که مرا به حق برانگيخته است ... تو را به برادری خود انتخاب مي کنم ، اخوتی که دامنه آن هر دو جهان را فرا گيرد . " حضرت علی ( ع ) داماد رسول اکرم ( ص ) عمر و ابوبکر با مشورت با سعد معاذ رئيس قبيله اوس دريافتند جز علی ( ع ) کسی شايستگی زهرا ( س ) را ندارد . لذا هنگامی که علی ( ع ) در ميان نخلهای باغ يکی از انصار مشغول آبياری بود موضوع را با ايشان در ميان نهادند و ايشان فرمود : دختر پيامبر ( ص ) مورد ميل و علاقه من است . و به سوی خانه رسول به راه افتاد . وقتی به حضور رسول اکرم ( ص ) رسيد ، عظمت محضر پيامبر ( ص ) مانع از آن شد که سخنی بگويد ، تا اينکه رسول اکرم ( ص ) علت رجوع ايشان را جويا شد و حضرت علی ( ع ) با تکيه به فضايل و تقوا و سوابق درخشان خود در اسلام فرمود : " آيا صلاح مي دانيد که فاطمه را در عقد من درآوريد ؟ " پس از موافقت حضرت زهرا ( س ) آن حضرت به دامادی رسول اکرم ( ص ) نائل آمدند .

غدير خم

 پيامبر ( ص ) بعد از اتمام مراسم حج در آخرين سال عمر پربرکتش در راه برگشت در محلی به نام غديرخم در نزديکی جحفه دستور توقف داد ، زيرا پيک وحی فرمان داده بود که پيامبر ( ص ) بايد رسالتش را به اتمام برساند . پس از نماز ظهر پيامبر ( ص ) بر بالای منبری از جهاز شتران رفت و فرمود : " ای مردم ! نزديک است که من دعوت حق را لبيک گويم و از ميان شما بروم درباره من چه فکر مي کنيد ؟ " مردم گفتند : " گواهی مي دهيم که تو آيين خدا را تبليغ مي کردی " پيامبر فرمود : " آيا شما گواهی نمي دهيد که جز خدای يگانه ، خدايی نيست و محمد بنده خدا و پيامبر اوست ؟ " مردم گفتند : " آری ، گواهی مي دهيم . " سپس پيامبر ( ص ) دست حضرت علی ( ع ) را بالا گرفت و فرمود : " ای مردم ! در نزد مؤمنان سزاوارتر از خودشان کيست ؟ " مردم گفتند : " خداوند و پيامبر او بهتر مي دانند . " سپس پيامبر فرموند : " ای مردم ! هر کس من مولا و رهبر او هستم ، علی هم مولا و رهبر اوست . " و اين جمله را سه بار تکرار فرمودند . بعد مردم اين انتخاب را به حضرت علی ( ع ) تبريک گفتند و با وی بيعت نمودند .

حضرت علی ( ع ) بعد از رحلت رسول اکرم ( ص )

 پس از رحلت رسول اکرم ( ص ) به علت شرايط خاصی که بوجود آمده بود ، حضرت علی ( ع ) از صحنه اجتماع کناره گرفت و سکوت اختيار کرد. نه در جهادی شرکت مي کرد و نه در اجتماع به طور رسمی سخن مي گفت . شمشير در نيام کرد و به وظايف فردی و سازندگی افراد مي پرداخت . فعاليتهای امام در اين دوران به طور خلاصه اينگونه است : 1 - عبادت خدا آنهم در شان حضرت علی ( ع ) 2 - تفسير قرآن و حل مسائل دينی و فتوای حکم حوادثی که در طول 23سال زندگی پيامبر ( ص ) مشابه نداشت . 3 - پاسخ به پرسشهای دانشمندان ملل و شهرهای ديگر . 4 - بيان حکم بسياری از رويدادهای نوظهور که در اسلام سابقه نداشت . 5 - حل مسائل هنگامی که دستگاه خلافت در مسائل سياسی و پاره ای از مشکلات با بن بست روبرو مي شد . 6 - تربيت و پرورش گروهی که از ضمير پاک و روح آماده ، برای سير و سلوک برخوردار هستند . 7 - کار و کوشش برای تامين زندگی بسياری از بينوايان و درماندگان تا آنجا که با دست خويش باغ احداث مي کرد و قنات استخراج مي نمود و سپس آنها را در راه خدا وقف مي نمود .

خلافت حضرت علی ( ع )

در زمان خلافت حضرت علی ( ع ) جنگهای فراوانی رخ داد از جمله صفين ، جمل و نهروان که هر يک پيامدهای خاصی به دنبال داشت .

 شهادت امام علی ( ع )

 بعد از جنگ نهروان و سرکوب خوارج برخی از خوارج از جمله عبدالرحمان بن ملجم مرادی ، و برک بن عبدالله تميمی و عمروبن بکر تميمی در يکی از شبها گرد هم آمدند و اوضاع آن روز و خونريزي ها و جنگهای داخلی را بررسی کردند و از نهروان و کشتگان خود ياد کردند و سرانجام به اين نتيجه رسيدند که باعث اين خونريزی و برادرکشی حضرت علی ( ع ) و معاويه و عمروعاص است . و اگر اين سه نفر از ميان برداشته شوند ، مسلمانان تکليف خود را خواهنددانست . سپس با هم پيمان بستند که هر يک از آنان متعهد کشتن يکی از سه نفر گردد . ابن ملجم متعهد قتل امام علی ( ع ) شد و در شب نوزدهم ماه رمضان همراه چند نفر در مسجد کوفه نشستند . آن شب حضرت علی ( ع ) در خانه دخترش مهمان بودند و از واقعه صبح با خبر بودند ، وقتی موضوع را با دخترش در ميان نهاد ، ام کلثوم گفت : فردا جعده را به مسجد بفرستيد . حضرت علی ( ع ) فرمود : از قضای الهی نمي توان گريخت . آنگاه کمربند خود را محکم بست و در حالی که اين دو بيت را زمزمه مي کرد عازم مسجد شد . کمر خود را برای مرگ محکم ببند ، زيرا مرگ تو را ملاقات خواهدکرد . و از مرگ ، آنگاه که به سرای تو درآيد . جزع و فرياد مکن ابن ملجم ، در حالی که حضرت علی ( ع ) در سجده بودند ، ضربتی بر فرق مبارک خون از سر حضرتش در محراب جاری شد و محاسن  آن حضرت وارد ساخت . شريفش را رنگين کرد . در اين حال آن حضرت فرمود : " فزت و رب الکعبه " به خدای کعبه سوگند که رستگار شدم سپس آيه 55سوره طه را تلاوت فرمود : " شما را از خاک آفريديم و در آن بازتان مي گردانيم و بار ديگر از آن  بيرونتان مي آوريم . حضرت علی ( ع ) در واپسين لحظات زندگی نيز به فکر صلاح و سعادت مردم بود و به فرزندان و بستگان و تمام مسلمانان چنين وصيت فرمود : " شما را به پرهيزکاری سفارش مي کنم و به اينکه کارهای خود را منظم کنيد و اينکه همواره در فکر اصلاح بين مسلمانان باشيد . يتيمان را فراموش نکنيد ، حقوق همسايگان را مراعات کنيد . قرآن را برنامه ی عملی خود قرار دهيد . نماز را بسيار گرامی بداريد که ستون دين شماست . حضرت علی ( ع ) در 21ماه رمضان به شهادت رسيد و در نجف اشرف به خاک سپرده شد ، و مزارش ميعادگاه عاشقان حق و حقيقت شد . - سوره احزاب ، آيه 21.

منبع : جامعه الزهرا

 

|+| نوشته شده توسط اصغر عاشوری(آموز گار دبستان هاي بردخون در سه شنبه هفدهم شهریور 1388  |
 ماه رمضان
 

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان ماه  بهار قرآن ومیهمانی پروردگار بر تمام مسلمانان عالم وملت مسلمان ومومن ایران اسلامی مبارک باد. به همین مناسبت احادیثی در باره ی ماه رمضان تقدیم  محضر عزیزان می شود. 

احادیث ماه مبارک رمضان

قال رسول الله صلی‏ اللّه علیه و آله :
" اِنَّ اَبوابَ السَّماءِ تُفتَحُ فِی اَوَّل لَیلَةٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ وَ لا تُغلَقُ اِلی آخَرِ لَیلَهٍ مِنهُ "
درهای آسمان در اوّلین شب ماه رمضان گشوده می‏ شود و تا آخرین شب بسته نمی ‏شود .

قال رسول الله صلی ‏اللّه علیه و آله :
" اَنَّ الجَنَّةَ لَتُنجَدُ وَ تُزَینُ مِنَ الحَولِ اِلِی اَلحَولِ لدُخُولِ شَهرِ رَمَضانَ "
همانا بهشت تزیین و آراسته می ‏شود از سالی به سال دیگر به خاطر ورود به ماه رمضان .

قال رسول الله صلی ‏اللّه علیه و آله :
" مَن صامَ شَهرَ رَمَضانَ فَاجتَنَبَ فیهِ الحَرامَ وَ البُهتانَ رَضِی اللّهُ عَنهُ وَ اَوجَبَ لَهُ الجِنان "
کسی که ماه رمضان را روزه بگیرد و از کار های حرام و بهتان پرهیز کند خدا از او راضی شده و بهشت را بر او واجب می ‏کند .

قال رسول الله صلی ‏اللّه علیه و آله :
" هُوَ ( شَهرُ رَمَضانَ ) شَهرٌ اَوَّلَهُ رَحمَةٌ وَ اَوسَطُهُ مَغفِرَةٌ وَ آخَرَهُ عِتقٌ مِنَ النّار "
او ( ماه رمضان ) ماهی است که اولش رحمت ، وسطش آمرزش و پایانش رهایی از آتش جهنم است .

قال رسول الله صلی ‏اللّه علیه و آله :
" عن جبرئیل عن اللّه تعالی : کلُ عَمَلِ اِبنُ آدَمَ لَهُ اِلاّ الصَّوم وَ هُوَ لی اَنَا اَجزِء بِهِ "
همه اعمال نیک فرزند آدم به خودش بر می‏ گردد غیر از روزه که برای من است و من به او جزا خواهم داد .

قال رسول الله صلی ‏اللّه علیه و آله :
" مَن اَحیی لَیلَةَ القَدرِ حُوِّلَ عَنهُ العَذابُ اِلَی السَّنَةِ القابِلَةِ "
آن کس که شب قدر را با بیداری زنده بدارد ، عذاب تا سال آینده از او برداشته خواهد شد .

قال رسول الله صلی ‏اللّه علیه و آله :
" شَهرُ رَمَضان سَیدُ السُّرُورِ وَ لَیلَةُ القَدرِ سیدُ اللَّیالی "
ماه رمضان سرور ماه ها و شب قدر ، سرور شب هاست .

قال رسول الله صلی‏ اللّه علیه و آله :
" لَو یعلَمَ العَبدُ ما فی رَمَضانَ لَوَدَّ اَن یکونَ رَمَضانُ اَلسَنَةَ "
اگر بنده خدا می ‏دانست در ماه رمضان چه فضیلتی است دوست می‏ داشت که تمام سال رمضان باشد .

قال الصادق علیه السلام :
" ... افضل الجهاد الصوم فی الحرّ "
بهترین جهاد ، روزه داری در هوای گرم است .

قال الکاظم علیه السلام :
" دَعوَةُ الصّائِمِ یستَجابُ عِندَ اِفطارِهِ "
دعای روزه دار هنگام افطار قبول می ‏شود .

امام موسی کاظم علیه السلام :
" مَنِ اعتَسَلَ لَیلَةَ القَدرِ وَ اَحیاها اِلی طُلُوعِ الفَجرِ خَرَجَ مِن ذُنُوبِهِ "
آن کس که شب قدر غسل کند و تا سپیده صبح شب زنده داری نماید ، از گناهانش خارج می ‏شود ( گناهانش آمرزیده می ‏شود ) .

امام حسن عسکری علیه السلام :
" ... فَلا یفُوتُک اِحیاءُ لَیلَةِ ثَلاثَ وَ عَشرِینَ "
به بعضی از شیعیانش تأکید فرمود : ( اگر نتوانستی در شب‏ های دیگر احیاء داشته باشی سعی کن ) بیداری در شب بیست و سوم را از دست ندهی .

پایه‏ های اسلام
قال الباقر علیه السلام : بنی الاسلام علی خمسة اشیاء ، علی الصلوة و الزکاة و الحج و الصوم و الولایه .

امام باقر علیه السلام فرمود : اسلام بر پنج چیز استوار است ، برنماز و زکات حج و روزه و ولایت ( رهبری اسلامی ) . ( فروع کافی ، ج 4 ص 62، ح 1 )

فلسفه روزه
قال الصادق علیه السلام : انما فرض الله الصیام لیستوی به الغنی و الفقیر .

امام صادق علیه السلام فرمود : خداوند روزه را واجب کرده تا بدین وسیله دارا و ندار ( غنی و فقیر ) مساوی گردند . ( من لا یحضره الفقیه ، ج 2 ص 43، ح 1 )

روزه آزمون اخلاص
قال امیرالمومنین علیه السلام : فرض الله ... الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق

‏امام علی علیه السلام فرمود : خداوند روزه را واجب کرد تا به وسیله آن اخلاص خلق را بیازماید . ( نهج البلاغه ، حکمت 252 )

روزه یاد آور قیامت
قال الرضا علیه السلام : انما امروا بالصوم لکی یعرفوا الم الجوع و العطش فیستدلوا علی فقر الاخر .

امام رضا علیه السلام فرمود : مردم به انجام روزه امر شده‏ اند تا درد گرسنگی و تشنگی را بفهمند و به واسطه آن فقر و بیچارگی آخرت را بیابند . ( وسائل الشیعه ، ج 4 ص 4 ح 5 علل الشرایع، ص 10 )

روزه زکات بدن
قال رسول الله صلی الله علیه و آله لکل شیئی زکاة و زکاة الابدان الصیام .

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود :
برای هر چیزی زکاتی است و زکات بدن ها روزه است . ( الکافی ، ج 4، ص 62، ح 3 )

روزه سپر آتش
قال رسول الله صلی الله علیه و آله : الصوم جنة من النار .

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود :
روزه سپر آتش ( جهنم ) است . " یعنی بواسطه روزه گرفتن انسان از آتش جهنم در امان خواهد بود . " ( الکافی ، ج 4 ص 162 )

اهمیت روزه
قال رسول الله صلی الله علیه و آله : الصوم فی الحر جهاد .

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود : روزه گرفتن در گرما ، جهاد است . ( بحار الانوار ، ج 96، ص 257 )

روزه نفس
قال امیرالمومنین علیه السلام : صوم النفس عن لذات الدنیا انفع الصیام .

امیرالمومنان علی علیه السلام فرمود : روزه نفس از لذت های دنیوی سودمند ترین روزه‏ هاست . ( غرر الحکم ، ج 1 ص 416 ح 64 )

روزه واقعی
قال امیرالمومنین علیه السلام : الصیام اجتناب المحارم کما یمتنع الرجل من الطعام و الشراب .

امام علی علیه السلام فرمود : روزه پرهیز از حرام ها است همچنانکه شخص از خوردنی و نوشیدنی پرهیز می‏ کند . ( بحار ج 93 ص 249 )

برترین روزه
قال امیرالمومنین علیه السلام : صوم القلب خیر من صیام اللسان و صوم اللسان خیر من صیام البطن .

امام علی علیه السلام فرمود : روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شکم است . ( غرر الحکم ، ج 1، ص 417، ح 80 )

روزه چشم و گوش
قال الصادق علیه السلام : اذا صمت فلیصم سمعک و بصرک و شعرک و جلدک .

امام صادق علیه السلام فرمود : آنگاه که روزه می ‏گیری باید چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه ‏دار باشند . " یعنی از گناهان پرهیز کند . " ( الکافی ج 4 ص 87، ح 1 )

روزه اعضا و جوارح
عن فاطمه الزهرا سلام الله علیها : ما یصنع الصائم بصیامه اذا لم یصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه .

حضرت زهرا علیها السلام فرمود : روزه ‏داری که زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نکرده روزه‏ اش به چه کارش خواهد آمد . ( بحار ، ج 93 ص 295 )

روزه ناقص
قال الباقر علیه السلام : لا صیام لمن عصی الامام و لا صیام لعبد ابق حتی یرجع و لا صیام لامراة ناشزة حتی تتوب و لاصیام لولد عاق حتی یبر .

امام باقر علیه السلام فرمود : روزه این افراد کامل نیست :

1 - کسی که امام ( رهبر ) را نافرمانی کند .
2 - بنده فراری تا زمانی که برگردد .
3 - زنی که اطاعت ‏شوهر نکرده تا اینکه توبه کند .
4 - فرزندی که نافرمان شده تا اینکه فرمانبردار شود . ( بحار الانوار ج 93، ص 295. )

روزه بی ارزش
قال امیر المومنین علیه السلام : کم من صائم لیس له من صیامه الا الجوع و الظما و کم من قائم لیس له من قیامه الا السهر و العناء .

امام علی علیه السلام فرمود : چه بسا روزه ‏داری که از روزه‏ اش جز گرسنگی و تشنگی بهره‏ ای ندارد و چه بسا شب زنده ‏داری که از نمازش جز بیخوابی و سختی سودی نمی‏ برد . ( نهج البلاغه ، حکمت 145 )

روزه و صبر
عن الصادق علیه السلام : فی قول الله عزوجل " واستعینوا بالصبر و الصلوة ‏" قال : الصبر الصوم .

امام صادق علیه السلام فرمود : خداوند عزو جل که فرموده است : از صبر و نماز کمک بگیرید ، صبر ، روزه است . ( وسائل الشیعه ، ج 7 ص 298، ح 3 )

روزه و صدقه
قال الصادق علیه السلام : صدقه درهم افضل من صیام یوم .

امام صادق علیه السلام فرمود : یک درهم صدقه دادن از یک روز روزه مستحبی برتر و والاتر است . ( وسائل الشیعه ، ج 7 ص 218، ح 6 )

پاداش روزه
قال رسول الله صلی الله علیه و آله : قال الله تعالی الصوم لی و انا اجزی به

رسول خدا فرمود خدای تعالی فرموده است : روزه برای من است و من پاداش آن را می‏ دهم . ( وسائل الشیعه ج 7 ص 294، ح 15 و 16 ; 27 و 30 )

جرعه نوشان بهشت
قال رسول الله صلی الله علیه و آله : من منعه الصوم من طعام یشتهیه کان حقا علی الله ان یطعمه من طعام الجنة و یسقیه من شرابها .

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود : کسی که روزه او را از غذا های مورد علاقه‏ اش باز دارد بر خداست که به او از غذا های بهشتی بخورانند و از شراب های بهشتی به او بنوشاند . ( بحار الانوار ج 93 ص 331 )

خوشا بحال روزه داران
قال رسول الله صلی الله علیه و آله : طوبی لمن ظما او جاع لله اولئک الذین یشبعون یوم القیامة

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود : خوشا بحال کسانی که برای خدا گرسنه و تشنه شده‏ اند اینان در روز قیامت ‏سیر می ‏شوند . ( وسائل الشیعه ، ج 7 ص 299، ح‏2. )

مژده به روزه‏ داران
قال الصادق علیه السلام : من صام لله عزوجل یوما فی شدة الحر فاصابه ظما و کل الله به الف ملک یمسحون وجهه و یبشرونه حتی اذا افطر .

امام صادق علیه السلام فرمود : هر کس که در روز بسیار گرم برای خدا روزه بگیرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را می‏ گمارد تا دست‏ به چهره او بکشند و او را بشارت دهند تا هنگامی که افطار کند . ( الکافی ، ج 4 ص 64 ح 8; بحار الانوار ج 93 ص 247 )

شادی روزه دار
قال الصادق علیه السلام : للصائم فرحتان فرحة عند افطاره و فرحة عند لقاء ربه

امام صادق علیه السلام فرمود : برای روزه دار دو سرور و خوشحالی است :

1 - هنگام افطار
2 - هنگام لقاء پروردگار ( وقت مردن و در قیامت ) ( وسائل الشیعه ، ج 7 ص 290 و 294 ح‏6 و 26. )

بهشت و باب روزه‏ دارن
قال رسول الله صلی الله علیه و آله : ان للجنة بابا یدعی الریان لا یدخل منه الا الصائمون .

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود : برای بهشت دری است‏ بنام ( ریان ) که از آن فقط روزه داران وارد می‏ شوند . ( وسائل الشیعه ، ج 7 ص 295، ح‏31. ، معانی الاخبار ص 116 )

دعای روزه‏ داران
قال الکاظم ( علیه السلام ) : دعوة الصائم تستجاب عند افطاره

امام کاظم ( علیه السلام ) فرمود : دعای شخص روزه‏ دار هنگام افطار مستجاب می‏ شود . ( بحار الانوار ج 92 ص 255 ح 33. )

بهار مومنان
قال رسول الله ( صلی الله علیه و آله ) : الشتاء ربیع المومن یطول فیه لیله فیستعین به علی قیامه و یقصر فیه نهاره فیستعین به علی صیامه .

رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) فرمود : زمستان بهار مومن است از شب های طولانی ‏اش برای شب زنده‏ داری و از روز های کوتاهش برای روزه داری بهره می ‏گیرد . ( وسائل الشیعه ، ج 7 ص 302، ح 3. )

روزه مستحبی
قال الصادق ( علیه السلام ) : من جاء بالحسنة فله عشر امثالها من ذلک صیام ثلاثة ایام من کل شهر .

امام صادق علیه السلام فرمود : هر کس کار نیکی انجام دهد ده برابر آن پاداش دارد و از جمله آنها سه روز روزه در هر ماه است . ( وسائل الشیعه ، ج 7، ص 313، ح 33 )

روزه ماه رجب
قال الکاظم ( علیه السلام ) : رجب نهر فی الجنه اشد بیاضا من اللبن و احلی من العسل فمن صام یوما من رجب سقاه الله من ذلک النهر .

امام کاظم ( علیه السلام ) فرمود : رجب نام نهری است در بهشت از شیر سفید تر و از عسل شیرین ‏تر هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد خداوند از آن نهر به او می‏ نوشاند . ( من لا یحضره الفقیه ج 2 ص 56 ح 2 وسائل الشیعه ج 7 ص 350 ح 3 )

روزه ماه شعبان
من صام ثلاثة ایام من اخر شعبان و وصلها بشهر رمضان کتب الله له صوم شهرین متتابعین .

امام صادق ( علیه السلام ) فرمود : هر کس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگیرد و به روزه ماه رمضان وصل کند خداوند ثواب روزه دو ماه پی در پی را برایش محسوب می‏ کند . ( وسائل الشیعه ج 7 ص 375،ح 22 )

افطاری دادن (1)
قال الصادق ( علیه السلام ) : من فطر صائما فله مثل اجره

امام صادق ( علیه السلام ) فرمود : هر کس روزه داری را افطار دهد ، برای او هم مثل اجر روزه دار است . ( الکافی ، ج 4 ص 68، ح 1 )

افطاری دادن (2)
قال الکاظم ( علیه السلام ) : فطرک اخاک الصائم خیر من صیامک.

امام کاظم ( علیه السلام ) فرمود : افطاری دادن به برادر روزه دارت از گرفتن روزه ( مستحبی ) بهتر است . ( الکافی ، ج 4 ص 68، ح 2 )

روزه خواری
قال الصادق ( علیه السلام ) : من افطر یوما من شهر رمضان خرج روح الایمان منه

امام صادق ( علیه السلام ) فرمود : هر کس یک روز ماه رمضان را ( بدون عذر ) ، بخورد - روح ایمان از او جدا می‏ شود . ( وسائل الشیعه ، ج 7 ص 181، ح 4 و 5 من لا یحضره الفقیه ج 2 ص 73، ح 9 )

رمضان ماه خدا
قال امیرالمومنین : شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهری

امام علی ( علیه السلام ) فرمود : رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است . ( وسائل الشیعه ، ج 7 ص 266، ح 23. )

رمضان ماه رحمت
قال رسول الله ( صلی الله علیه و آله ) : ... و هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق من النار .

رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) فرمود : رمضان ماهی است که ابتدایش رحمت است و میانه‏ اش مغفرت و پایانش آزادی از آتش جهنم . ( بحار الانوار ، ج 93، ص 342 )

فضیلت ماه رمضان
قال رسول الله ( صلی الله علیه و آله ) : ان ابواب السماء تفتح فی اول لیلة من شهر رمضان و لا تغلق الی اخر لیلة منه

رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) فرمود : در های آسمان در اولین شب ماه رمضان گشوده می‏ شود و تا آخرین شب آن بسته نخواهد شد . ( بحار الانوار ، ج 93، ص 344 )

اهمیت ماه رمضان
قال رسول الله ( صلی الله علیه و آله ) : لو یعلم العبد ما فی رمضان لود ان یکون رمضان السنة

رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) فرمود : اگر بنده " خدا " می ‏دانست که در ماه رمضان چیست [ چه برکتی وجود دارد ] دوست می‏ داشت که تمام سال ، رمضان باشد . ( بحار الانوار ، ج 93، ص 346 )

قرآن و ماه رمضان
قال الرضا ( علیه السلام ) : من قرا فی شهر رمضان ایة من کتاب الله کان کمن ختم القران فی غیره من الشهور .

امام رضا ( علیه السلام ) فرمود : هر کس ماه رمضان یک آیه از کتاب خدا را قرائت کند مثل اینست که در ماه های دیگر تمام قرآن را بخواند . ( بحار الانوار ج 93، ص 346 )

شب سرنوشت ‏ساز
قال الصادق ( علیه السلام ) : راس السنة لیلة القدر یکتب فیها ما یکون من السنة الی السنة.

امام صادق ( علیه السلام ) فرمود : آغاز سال ( حساب اعمال ) شب قدر است . در آن شب برنامه سال آینده نوشته می‏ شود . ( وسائل الشیعه ، ج 7 ص 258 ح 8 )

برتری شب قدر
قیل لابی عبد الله ( علیه السلام ) : کیف تکون لیلة القدر خیرا من الف شهر؟ قال: العمل الصالح فیها خیر من العمل فی الف شهر لیس فیها لیلة القدر .

از امام صادق ( علیه السلام ) سوال شد : چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ حضرت فرمود : کار نیک در آن شب از کار در هزار ماه که در آنها شب قدر نباشد بهتر است . ( وسائل الشیعه ، ج 7 ص 256، ح 2 )

تقدیر اعمال
قال الصادق ( علیه السلام ) : التقدیر فی لیلة تسعة عشر و الابرام فی لیلة احدی و عشرین و الامضاء فی لیلة ثلاث و عشرین .

امام صادق ( علیه السلام ) فرمود : برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام می ‏گیرد و تصویب آن در شب بیست و یکم و تنفیذ آن در شب بیست‏ سوم . ( وسائل الشیعه ، ج 7 ص 259 )

احیاء شب قدر
عن فضیل بن یسار قال : کان ابو جعفر ( علیه السلام ) : اذا کان لیلة احدی و عشرین و لیلة ثلاث و عشرین اخذ فی الدعا حتی یزول اللیل فاذا زال اللیل صلی .

فضیل بن یسار گوید : امام باقر ( علیه السلام ) در شب بیست و یکم و بیست ‏سوم ماه رمضان مشغول دعا می‏ شد تا شب بسر آید و آنگاه که شب به پایان می ‏رسید نماز صبح را می‏ خواند . ( وسائل الشیعه ، ج 7، ص 260، ح 4 )

زکات فطره
قال الصادق ( علیه السلام ) : ان من تمام الصوم اعطاء الزکاة یعنی الفطرة کما ان الصلوة علی النبی ( صلی الله علیه و آله ) من تمام الصلوة .

امام صادق ( علیه السلام ) فرمود : تکمیل روزه به پرداخت زکاة یعنی فطره است ، همچنان که صلوات بر پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) کمال نماز است . ( وسائل الشیعه ، ج 6 ص 221، ح 5 )

tebyan.net ، club.ejazire.ir

|+| نوشته شده توسط اصغر عاشوری(آموز گار دبستان هاي بردخون در دوشنبه دوم شهریور 1388  |
 جوابیه همشهری محترم گرگوسوخی به پاسخ بنده در خصوص اظهار نظردر وبلاگ بنده

در پی درج نظرغیر منطقی دروبلاگ این جانب با نام مستعار گرگو سوخی و اعتراض نسبت به نوشته های اینجانب در مورد مرحوم خالوحسین بردخونی اینجانب اقدام به درج جوابیه ای نمودم که با اعتراض جناب سوخی مواجهه شده و اظهار نموده اند که این نظرات از سوی نامبرده در ج نشده و ایشان مبری از این اتهام هستند . اینجانب فرض را بربرائت ایشان گذاشته و پاسخ را جهت اطلاع نویسنده نظر درج نموده ام وتلاش خواهم نمود تا فرد نویسنده را در صورت امکان شناسایی نمایم.اگر از سوی اینجانب حتک حیثیتی و حرمتی صورت گرفته پوزش می طلبم

جوابیه ایشان (گرگو سوخی)رابخوانید

پنجشنبه 22 مرداد1388 ساعت: 21:16

 

 

سلام علیکم

جناب آقای عاشوری عزیز

لحظه ای پیش به وقت پاسخگویی وعرض خوشامدگویی به محضر اهل نظر در وبلاگم (گرگونامه) متاسفانه وبیشتر خوشبختانه نظر خصوصی جنابعالی( با موضوع گلایه جنابعالی از بداخلاقی حقیر در نظرات ارسالی به وبلاگتان ) زیارت شد.نهیب زده ای ونالیده ای که چرا اخلاق حرفه ای رعایت نمیکنم ونظر بد برایتان فرستاده ام و با حسن نیت چنین نتیجه گرفته ای که لابد به تازگی نوشتن را شروع کرده ام وبا فضای وب بیگانه!!!

حقیر نیز با بهت وحیرت سراسیمه از مسیر آدرستان یکنفس خودم را به وبلاگتان رساندم ببینم موضوع چیست و آقای (ا-عاشوری)کیست ومرافعه اش چیست؟!1با کمال تعجب وناباوری ملاحظه کردم یک پست کاملی به سرزنش اینجانب وبخت برگشته ی دیگری(ممدو) اختصاص داده ای..

جناب عاشوری عزیز
اینک چند کلامی بابت تشحیذ اذهان اهل نظر وعلی الخصوص جنابعالی عرضه میدارم امید است عینا در همین پست جهت ملاحظه ی کاربران محترم درج فرمایید:
1)حقیر(گرگو سووخی)قویا انتساب چنین نظراتی به خود را تکذیب نموده وخواهان شناسایی هویت واقعی ارسال کننده نظرات توهین آمیز از طریق فنون (آی پی و..)هستم.
2)با ملاحظه ی نظرات توهین آمیز درج شده در تمامی پست های وبلاگتان مشخص است ارسال کننده (واحد)میباشد وهر مرحله با نام جعلی (گرگو سوخی وممدو)سعی در پیاده کردن نیت شوم خویش دارد
3)هرچند صداقت جنابعالی در انعکاس بموقع نظر گلایه آمیزتان ستودنی است اما از شخصیت فرهنگی شما انتظار است در چنین مواردی بیشتر بررسی نموده سپس نتیجه گیری کنید فرمود :انّ بعض الظن اثم
4)برحقیر بابت انتخاب اسم مستعار در فضای مجازی گنهی نیست
واگر ملاک ما (انظر الی ماقال) باشد نه( من قال) تحمل اینگونه سلایق آسانتر خواهد شد
محفوظ باشید(گرگو سووخی 22/5/1388)
|+| نوشته شده توسط اصغر عاشوری(آموز گار دبستان هاي بردخون در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388  |
 پياده روی بهترين داروی بشر

 

 

پياده روی بهترین داروی بشر است. بقراط.

افزایش روز افزون نرخ اضافه وزن و چاقی به عنوان مادر امراض، بیماریهای قلبی-عروقی، دیابت، سرطان، پوکی استخوان و... بسیاری از محققان را به چاره جویی در این مورد واداشته است. البته شاید بتوانیم بخش اعظم این ایرادات را به رژیم های غذایی ناسالمی که در طی دهه های اخیر در بسیاری از جوامع رایج شده و جای غذاهای سالم و سنتی را گرفته؛ وارد سازیم اما باید بگوییم که بخش اعظم مشکل در جای دیگری نهفته است. احتمالا با راهنمایی ما متوجه شده اید که منظورمان همان عدم تحرک جسمانی است که تبدیل به مشکل لاینحل جوامع صنعتی عصر حاضر شده  است ولی ما در این مقاله یک راه حل عملی را به شما معرفی خواهیم کرد. در واقع توصیه ما قرار دادن نوعی تحرک جسمانی با برنامه ریزی از قبل تعیین شده و صرف  هزینه مداوم نیست بلکه تنها پررنگ کردن نقش پیاده روی به عنوان بخشی از زندگی روزمره است که می تواند چاره کار باشد.10 علت برای پیاده روی:1)  پیاده   روی از دیابت نوع 2 پیشگیری می کند. برنامه های پیشگیری از دیابت نشان داده  اند که 150 دقیقه پیاده روی در طول هفته و کاهش فقط 7 درصد از وزن بدنتان (حدودا 5 تا 7 کیلوگرم) می تواند 58 درصد خطر ابتلا به دیابت را کاهش دهد.2)   پیاده روی قلب شما را نیرومند می سازد.(درصورتی که جنسیتتان مذکر است) مطالعه انجام شده دراین خصوص نشان می دهد میزان مرگ و میر در میان مردان  بازنشسته ای که روزانه کمتر از 5/1 کیلومتر پیاده روی دارند دو برابر مردانی بود که روزانه بیش از دو مایل پیاده روی می کردند.3)      پیاده روی قلب شما را نیرومند می سازد.(درصورتی که جنسیتتان مؤنث است). مطالعه ای که در این  خصوص بر روی 72488 پرستار انجام شد نشان داد افرادی که 3 ساعت یا بیشتر در  طول هفته پیاده روی داشتند در مقایسه با زنانی که پیاده روی نداشتند 35 درصد  کاهش خطر حملات قلبی و دیگر مشکلات قلبی را نشان دادند.4) پیاده روی  برای مغز مفید است. مطالعه ای که بر روی پیاده روی و تأثیر آن بر عملکرد های ذهنی انجام شد نشان داد زنانی که معادل یک ساعت و نیم در طول هفته پیاده روی داشتند به صورت چشمگیری عملکرد ذهنی بهتری را در مقایسه با زنانی که کمتر از 40 دقیقه در طول هفته پیاده روی داشتند نشان می دادند.5) پیاده روی برای  استخواهایتان مفید است. تحقیقات نشان می دهد زنانی که یائسگی را پشت سر گذاشته اند و تقریبا 5/1کیلومتر در روز پیاده روی دارند چگالی استخوان های کل بدنشان نسبت به زنانی که مسافت های کمتری را می پیمودند بالاتر بود، همچنین  پیاده روی برای پایین آوردن سرعت از دست رفتن استخوان های پا نیز بسیار مؤثرست.   6) پیاده روی علائم افسردگی را تسکین می دهد. 30 دقیقه پیاده  روی، 3 تا 5 بار در هر هفته به مدت 12 هفته، علائم افسردگی را حدود 47 درصد کاهش می دهد.7)پیاده روی میزان خطرابتلا به سرطان پستان و کولون (روده بزرگ) را کاهش می دهد. زنانی که معادل یک ساعت و 15 دقیقه تا 2 ساعت و نیم درهفته پیاده روی سریع دارند نسبت به زنان بی تحرک 18 درصد خطر کمتری برای ابتلا به سرطان پستان دارند. مطالعات بسیاری نشان داده است که ورزش می تواند  از سرطان کولون پیشگیری کرده و در افراد مبتلا به این بیماری نیز اثرات ورزش منظم به شکل افزایش کیفیت زندگی و کاهش میزان مرگ و میر ناشی از این بیماری خود را نشان می دهد.8) پیاده روی سلامت عمومی بدن را بهبود می بخشد. فقط 2بار در طول هفته و هر بار 30 دقیقه پیاده روی به صورت چشمگیری می تواند سلامت سیستم قلبی ریوی را تأمین نماید.9) پیاده روی به شکل مسابقات کوتاه مدت هم سطح سلامتی را ارتقاء می دهد. مطالعه زنان کم تحرک نشان می دهد که پیاده روی در طی یک رقابت کوتاه مدت ( 3 مرحله پیاده روی 10 دقیقه ای  روزانه) منجر به پیشرفت مشابهی در سلامتی شده و یا حداقل منجر به کاهش چربی  بدن با افزایش زمان آن می شود (یک پیاده روی 30 دقیقه ای روزانه)10)   پیاده روی عملکرد فیزیکی بدن را بهبود می دهد. تحقیقات نشان می دهد که علاوه براین که پیاده روی تناسب اندام و عملکرد های فیزیکی (بدنی) را بهبود می بخشد از  ناتوانی های جسمی در افراد مسن هم جلوگیری می کند.چه مقدار پیاده روی داشته باشیم؟دو پیشنهاد در این مورد وجود دارد:توصیه اول: 30 دقیقه پیاده روی با  شدت متوسط برای 5 روز یا بیشتر در طول هفته پیشنهاد می شود. البته می توانید  این 30 دقیقه را به دو زمان 15 دقیقه ای یا 3 زمان 10 دقیقه ای تقسیم کنید. منظور از شدت متوسط، ایجاد احساس گرما و نفس نفس خفیف در فرد است.توصیه دوم:  انجام60-20 دقیقه فعالیت مداوم برای 3 تا 5 روز در طول هفته که ضربان قلب را به 60تا 90 درصد حداکثر ضربان برساند.پیاده روی برای کاهش وزن:دو نکته درمورد پیاده روی و کاهش وزن:1.پیاده روی همانند دیگر ورزش های هوازی کالری سوز بوده و به کاهش وزن منجر می شود. البته برای کاهش وزن باید ورودی کالری به بدن را با رعایت یک رژیم غذایی مناسب کاهش داده و از طرف دیگر خروجی کالری بدن را با داشتن یک فعالیت بدنی نسبتا شدید افزایش دهیم تا بدن به یک  تعادل انرژی مناسب دست پیدا کند. بنابراین اگر می خواهید وزنتان را کاهش دهید حتی اگر پیاده روی زیادی دارید میزان کالری دریافتی تان را از غذاها کاهش دهید تا به نتیجه بهتری دست پیدا کنید.2. ورزش برای حفظ وزن اهمیت بیشتری دارد تا کاهش آن. مطالعات دو دهه اخیر دانشمندان نشان می دهد افرادی که پس از کاهش وزن به ورزش روی می آورند بسیار بهتر از افرادی که کم تحرک  هستند وزن کاهش یافته خود را حفظ می کنند.در انتها لازم به ذکر است که پیاده روی به عنوان یکی از مفیدترین، در دسترسیترین و کم هزینه ترین ورزشها به  راحتی می تواند جایگاه خود را در زندگی روزمره ما پیدا کند. کافی است قسمتی از مسیری را که هر روزه با اتوبوس، اتومبیل شخصی و... می پیماییم با پیاده روی طی کنیم؛ یعنی صبح ها حدودا 20 دقیقه زودتر از خواب بیدار شده تا وقت  کافی برای پیاده روی صبحگاهی در مسیر دانشگاه، محل کار، مدرسه و ... داشته  باشیم. به این ترتیب حدودا 2 ساعت پیاده روی را تنها با20 دقیقه زودتر بیدار شدن به زندگی خود هدیه کرده ایم. به یاد داشته باشیم انجام فعالیت بدنی هر چند کوتاه مدت و با شدت کم تأثیرات مفیدش را بر بدن ما بر جای خواهد گذاشت.

|+| نوشته شده توسط اصغر عاشوری(آموز گار دبستان هاي بردخون در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388  |
 پاسخ به پیام دوستان گرامی

باسمه تعالی

با سلام به محضر همه ی دوستان و عزیزان همراه و تمام بزرگوارانی که محبت کرده اند و اینجانب را مورد لطف و عنایات بی کران خود قرار داده و به درج پیام برروی وبلاگ ،کم کار اینجانب اقدام نموده اند. از همه ی شما فرهنگ دوستان و وطن دوستان ممنونم .از اینکه به دلیل پاره ای از مشکلات نتوانستم پاسخ گوی عنایات بزرگواران باشم از همه پوزش می طلبم. سلام و عرض ادب و احترام دارم خدمت دوستانی که با نام مستعار ((گرگو سوخی)) و ((ممدو)) اقدام به در ج پیام برای اینجانب نموده و با الفاظ بسیار غیر واقعی و متعصبانه اینجانب را مورد حمله قرار داده اند .به عرض این دوستان و همشهریان بزرگوار برسانم که وبلاگ نویسی یک رسالت فرهنگی است که مبتنی بر حفظ میراث فرهنگی و پایبندی به واقعیات تاریخی گذشته و حال می باشد . اینجانب در راستای علاقه مندی خود به تاریخ و فرهنگ بردخون و سهم بردخونی ها در خلق یک حماسه تاریخی در تاریخ و فرهنگ وتمدن ایران متمدن اقدام به انتشار این مطالب نمودم وبرای رساندن پیام این حماسه ی بزرگ به اطلاع مردم ایران وسراسر جهان اقدام به این کار نموده ام. در مورد مرحوم خالوحسین که با عنوان شیر مرد بردخونی مطالبی نوشته ام با استناد به تاریخ و اسناد موجود و مستند اقدام نموده و هیچگونه نظر شخصی خود را در این مطالب دخالت نداده ام .

در مورد ایشان که بر منطقه ی خان نشین بردخون و بعضی از مناطق دشتی حکمرانی می نموده اند باید عرض نمایم که به دلیل عدم توانایی دولت مرکزی در اداره ی امور کشور پهناور ایران آن زمان اقتضای اداره مملکت به دلیل عدم وجود امکانات زیر بنایی مانند راه ووسیله ی نقلیه وامکانات  ارتباطی با دولت مرکزی هر منطقه به فراخور وسعت خود توسط خوانین محلی اداره می شده است که این مختص منطقه بردخون تنها نبوده و در سرتاسر ایران پهناور عمومیت داشته وتاریخ گواه گفته ی بنده می باشد . در غیر این صورت که چپاول و هرج و مرج تمام کشور را فرا می گرفت چه  بسا در دوران حکومت همه ی این خوانین برحسب لزوم حفظ حکومت خوانین مرتکب ظلم هایی نیز بر زیر دستان خود شده اند که استثنایی در این میان و جود ندارد و بنده اقدام به هیچگونه تایید و یا جانبداری در این خصوص در مورد مرحوم  خالوحسین ننموده ام . اما قضاوت و داوری یک سویه و متعصبانه نیز دور از حق و انصاف می باشد. اسناد و مدارک و نوشته های بسیاری وجود دارد که گواه شخصیت مثبت  خصوصیات بارز اخلاقی متفاوت مرحوم خالوحسین بادیگر خوانین می باشد .برای اطلاع شما وتمام خوانندگان تعدادی از این اسنادو منابع تاریخی را در پایان این مطلب مشاهده نمایید.*همچنین اقوال و حرف های سینه به سینه که از گذشتگان نیز نقل می شود حاکی از این است که ایشان به پایبندی بر حفظ حرمت رعیت خود از قبیل برزه گر،کارگرو پیشه ور وهمه ی طوایف  قلمرو خود بوده است  بوده به طوری که  مرحوم ((مفتون)) ازخصوصیات ایشان دراشعار خود به نیکی یاد میکند واورا شخصی مومن مقتدر و مردم دار وصف می نماید .

بسیاری از اسنادتاریخی موجود به دلیری و شهامت این نجیب زاده ی روستایی شهادت داده و مطالب بسیاری در تاریخ این سرزمین ثبت نموده اند که مایه ی افتخار برای ما مردم استان بوشهر و کشور می باشد و کتمان حق گواه قضاوت شخصی کتمان کننده می باشد وتا اینگونه افکار متعصب وجود داشته باشد نمی توان شهر و دیار خود را با ابهت و اقتدار و استناد به پیشینه ی تاریخی خود معرفی نمود . باید عرض نمایم که این به معنی نادیده گرفتن افتخارات فرهنگی دوران پر افتخار و با برکت نظام مردم سالار، دین مدارو قهرمان پرور جمهوری اسلامی نیست . بلکه انکار تاریخ و خط بطلان کشیدن بریک حماسه ی تاریخی که در شرایط زمانی و مکانی قرن گذشته که با دست خالی ویا یک تفنگ برنو ودشنه برای حفظ سرزمین خانه و کاشانه  و دفاع از دین و ناموس خلق شده است یک بی انصافی از سر بی اطلاعی و قدر نشناسی می باشد با وجود این کهخداوند این بشارت را به همه مسلمانان و مردم ذنیا داده است  که)) فمن یعمل مثقال ذره خیر یره و من یعمل مثقال ذره شر یره )) براری تمام اعمال نیک  بد پداش و سزای عمل و جود دارد و محاکمه ی افراد ی که در قید حیات نیستند از دست همه ی ما خارج و حساب آنها با ((کرام الکاتبین الذین و کلتهم به حفط ما یکون ومنی)) می باشد.

اما درمورد نسبتی که به خانواده ی اینجانب  داده اید برای بنده بسی مایه ی افتخار است که در اینگونه خانواده متولد شده ام و با بذل توجه خداوند وحمایت های مردم  نجیب شهرم روزگار را سپری نموده و مورد لطف و عنایت یکایک طوایف و قبایل شهر و منطقه بردخون قرار گرفته ،خانوادتا مدیون همه ی آنها هستیم ودر میان مردم بردخون ا ز روزی که خود را شناخته و زندگی نموده ایم به دلیل خدمت صادقانه ی مرحوم پدرم در کسوت موذن و مناجات خوان روضه خوان و ذاکر اباعبدالله که افتخار نسل اندر نسل  طایفه آل عاشوردر بردخون واستان بوشهرمی باشد از حسن شهرت و احترام احاد مردم برخوردار می باشیم وخودبا خدمت در کسوت معلمی ودیگر برادرانم دردیگر مشاغل دولتی  وعمومی سعی در جبران محبت های خالصانه ی این مردم نجیب و پاک داریم .تا چه خواهد خدا و چه مقبول نظر آن یکتای بی همتا باشد .باید عرض کنم که هیچگاه غول فقر بر قدرت نجابت و ایمان و اعتقاد ما غالب نشده بلکه مایه ی تقرب بیشتر به خداوند و احترام و حرمت بشتر مردم به خدمتگزاران خود شده است . نمی دانم شما چگونه قضاوت می کنید و خود از چه جهت بر دیگران برتری دارید و با غرور سعی در تحقیر دیگران دارید .در حالی که خداوند در قرآن کریم می فرماید ((اناجعلناکم قبائل و شعوبا لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقیکم)) وای بنده مخلص خدا سعی کن از گروه ((ان الانسان لیطغی ان راه استغنی ))نباشید وسعی ذر پوشاندن عیب دیگران و آگاهی از عیوب خود وتلاش برای غلبه برنفس خویشتن باش. نمی دانم پاسخ بنده چقدر شما را قانع کرده باشد . امیدوارم مفید واقع شود.

 تعدادی ازمنابع تاریخی منتشر شده در مورد خالوحسین بردخونی

*سریال تلویزیونی دلیران تنگستان  محصول ایران

          

ردیف

نام کتاب یا مقاله منتشر شده

نام نویسنده یا ناشر

1

نگاهی به زندگی و مبارزات خالوحسین بردخونی 

سید قاسم یاحسینی

2

دلیران تنگستانی(مجله ی تماشا سال 5 ش212-3/3/54ص85-87)

مرحوم منوچهر آتشی

3

وقایع و حوادث تنگستان از سال33-45هـ.ق

مجله ی وحید دوره 13 شهریور54

4

شعر دشتی ودشتستان

عبدالمجید زنگویی

5

دلیران تنگستان

محمد حسین رکن زاده ی آدمیت

6

مثنوی سید محمد مضطر

محمد دادفر

7

تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی دشتی

حبیب الله سعیدی نیا

8

ایران در جنگ بزرگ

احمد علی سپهر

9

آشیانه ی عقاب

جمشید صداقت-انتشارات مرید حق

10

فارس و جنگ بین الملل اول

احمد اقتداری

11

زمینه های اداری و اقتصادی قیام ضد استعماری مردم بوشهر-تنگستان-دشتی ودشتستان

دکتر خیر اندیش

12

جنوب ایران و مبارزات ضد استعماری

علیمراد فراشبندی

13

شورش عشایر فارس

کاوه بیات

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط اصغر عاشوری(آموز گار دبستان هاي بردخون در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388  |
 اوقات فراغت نياز مند توجه جدی

بسم الله الرحمن الرحيم

والعصر،ان الانسان لفي خسر

((سوگندبه زمان ،که انسان همواره در زيان کاری است))

اوقات فراغت 

نياز مند توجه جدی (نياز سنجی ،برنامه ريزی ،رهبری ، نظارت ،اجرای صحيح برنامه ها و نتيجه گيری)

نوشته: اصغر عاشوری((کارشناس آموزش ابتدایی)) آموزگار دبستان فرهنگ آ.پ منطقه بردخون  

تعریف اوقات فراغت :

در باره ی این اصطلاح تعاریف متعددی ارائه شده است که در این جا مجال پرداختن به همه ی آنها نیست. لیکن از مجموع همه ی تعاریف می توان  دریافت که:(( اوقات فراغت مقدار زمان خارج از وظایف و تکالیف شغلی  ،خانوادگی و اجتماعی است که در آن انسان با میل و رغبت و اختیار ،به آنچه موجبات انبساط خاطر و رضایت اورا فراهم می کند، بپردازد.(مجله فرهنگ اصفهان،شماره 15-بهار 79)

اوقات فراغت را می توان به زمان هایی از وقت یک فرد در محل کار یا خانواده  و اجتماع اطلاق نمود  که فرداز انجام فعالیت  رسمی مفید و موثر دست کشیده و هیچگونه فعالیت برنامه ریزی شده ای برای انجام دادن ندارد. به همین دلیل ضرورت ایجاب می کند که درجهت بهره وری و استفاده ی بهینه از زمان موجود برنامه ریزی لازم و مفیدی برای زمان های اضافه ای که دوباره به دست نمی آید انجام دهد.اوقات فراغت ابعاد مختلف فرهنگی ،تربیتی،اجتماعی و اقتصادی دارد.

اوقات فراغت  یا زمان های آزاد دارای دو جنبه ی مثبت و منفی می باشد . جنبه ی مثیت آن زمانی است که مسئولین در سازمانها و ادارات زیربط و خانواده برنامه ای منظم و قابل پیش بینی با محتوای مفید و هدفدار باعث پر کردن زمان های اضافه فرد یا افراد زیر مجموعه خود ویا فرزندان در خانواده  گردند و موجبات ارتقاء علمی ،فنی ،هنری و تربیتی ،اجتماعی و بهره وری بهینه از این زمان به دست آمده شوند.

جنبه ی منفی اوقات فراغت زمانی است که افراد زیر مجموعه یک سازمان یا گروه یا فرزندان یک خانواده با یک زمان طولانی بیکاری و فراغت مواجهه می شوند و مسئولین یا والدین هیچ گونه برنامه ،هدف و یا محتوایی برای پر کردن این زمان پیش رو ندارند و فرد  در مواجهه با این زمان برنامه ریزی نشده سر در گم بوده وآن را به بطالت می گذراند که گاهی در محل کار به مشغولیت با تلفن همراه ، کامپیوتر و اینتر نت ورفتن به این  اتاق و آن اتاق و این طبقه به آن طبقه  وایجاد مزاحمت برای سایر همکاران می شود  و در جامعه  نیز فعالیت های فرد به سمت گرایش به گروه های هرزه ، علاف ، معتاد و مزاحم و بیکار وافسردگی و بیماری های روانی وبروز ناهنجاری های اخلاقی و جسمی  سوق پیدا کرده و مزاحمت ها و درد سرهایی برای خانواده ها والدین و مسئولین نظم عمومی جامعه به وجود می آورد.

در فرهنگ عمومی ما، اوقات فراغت به زمان فراغت دانش آموزان پس از پایان فعالیت های رسمی مدارس در مقاطع تحصیلی ابتدایی، راهنمایی، و متوسطه اطلاق می گرددکه با شروع فصل تابستان  از اول تیرماه آغازو تا پایان مردادماه و شروع امتحانات تابستانی مقاطع ذکر شده پایان می یابد.اما اگر کمی با تامل به این واژه سرگردان توجه نماییم اوقات فراغت در زندگی روز مره همه ی ما انسان ها از کودک و نوجوان تا افراد بزرگسال و سالمند وجود دارد که ماهیچ برنامه ای جهت استفاده ی بهینه از آن نداریم  و بنا به ضرورت هر گروه سنی و یا جنسی وبا توجه به نیازهای روحی و جسمی آنان باید برنامه ریزی هر چند کوتاه مدت برای آن به عمل آید تا باعث سردر گمی و بروز ناهنجاری های جسمی ،روحی و روانی در افراد نگردد .

اما با روشن شدن تعریف اوقات فراغت و زمان های اضافی وبدون برنامه وپی بردن به جنبه های مثبت و منفی آن  توجه جدی و ضروری به اوقات فراغت در حیطه ی آموزشی و فرهنگی با تاکید بر پر کردن اوقات فراغت دانش آموزان یا گروه های هدف امری ضرورری و اجتناب ناپذیر می باشد.

دانش آموزان پس از گذراندن یک سال تحصیلی پر پیچ وخم و پر فراز نشیب که گاهی با استرس و فشارهای روانی ناشی از انجام تکالیف و امتحانات نیز همراه بوده است پس از دریافت نتایج امتحانات در صورت موفقیت با پدیده ای به نام اوقات فراغت روبه رو می شوند و آن یک برهه ی زمانی است که آنان در اختیار خود و خانواده هایشان قرارگرفته واین زمان را با برنامه ریزی یا بدون برنامه ریزی یا بایک برنامه ریزی بسیار فشرده مانند شرکت در کلاس های مختلف فوق برنامه از قبیل ،هنری، ورزشی ،تربیتی، شرکت در فعالیت های اقتصادی خانواده  ،ودوره های مهارتی و برنامه تفریحی و مسافرتی  سپری می نمایند .

با به پایان آمدن سال تحصیلی آموزش و پرورش و بعضی از نهادهای فرهنگی موازی با آن مانند:کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان،کانون های فرهنگی بسیج،سازمان تبلیغات اسلامی ،اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ،سازمان ملی جوانان،واحد فرهنگی کمیته امداد وبعضی از انجمن ها و گروه های غیر دولتی (NGO)ها اقدام به تشکیل کلاس های مختلف و اردوهای فرهنگی و تربیتی و هنری و مهارتی می نمایندکه بیشتر آنها هزینه های گزاف و زیادی رابرای شرکت در هرکلاس از شرکت کنندگان دریافت می نمایندبه طوری که بسیاری از خانواده های بی بضاعت توان پرداخت هزینه های تعیین شده را ندارند واین خود باعث پیدایش نوعی تبعیض در بین طبقات مختلف جامعه می شود .

اکثر فعالیت های این نهادها بدون برنامه ریزی مدون و کارشناسی شده و وحتی بعضی فاقد محتوای و قالب از قبل مشخص شده می باشند و فقط تنها جنبه سرگرم کنندگی و به دور از هدف ها ی مدون و آرمانی می باشند.وهمچنین در پایان فعالیت های فصلی این نهادها به میزان بازدهی و حصول نتایج توجه چندانی نشده و فقط به ارایه یک گزارش چند صفحه ای از فعالیت ها بسنده می شود بدون اینکه به میزان تاثیر برگزاری این کلاس ها در شرکت کنندگان توجهی شود و یا از آنان در مورد عملکردها و نقد و بررسی این فعالیت ها نظر سنجی لازم به عمل آید.

همچنین از میزان اعتبارات هزینه شده در مقابل نتایج به دست آمده ارزیابی و نظارت  دقیق و و جامعی صورت نمی گیرد وهیچگونه گزارش علمی و کارشناسی شده ای جهت اطلاع عموم مردم ارائه نمی گردد.

لذا با توجه به موارد مطرح شده فوق نیاز هایی به شرح زیر در برنامه ریزی اوقات فراغت در کلیه ادارات و نهادهای مجری و ذیربط احساس می شود که وجود هرکدام از این موارد باعث ارتقاء سطح بهره وری و پیشبرد منظم ومنطقی برنامه های در دست اجرا برای اوقات فراغت می گردد.انجام اقدامات زیر در هر برنامه و برای هرکدام از نهادهای مجری برنامه های اوقات فراغت ضروزت داشته ومورد نیاز می باشد تا باتوجه به آنها بتوان به صورت بسیار صحیح و اصولی و برنامه ریزی شده از این برنامه ها استفاده بهینه و لازم نمود.

موارد مورد نیاز برای اجرای برنامه های اوقات فراغت از دیدگاه نویسنده به شرح زیر می باشد:

1-شناسایی ومشخص نمودن شروع و پایان زمان های اضافه و اوقات فراغت

2-نیاز سنجی هدفمند  و اصولی منطبق با نیازهای افراد وگروه های سنی بر اساس امکانات موجود و در دسترس

3-برنامه ریزی اصولی و کارشناسی شده طبق نیازهای شناخته شده وامکانات موجودوزمان قابل پیش بینی

4-پیش بینی و برآورد هزینه ها و اعتبارات مورد نیاز اجرای طرح

5-پیش بینی و تامین نیروی انسانی ماهر و آموزش دیده در جهت اجرای برنامه ها

6-پیش بینی و تهیه مواد امکانات وتدوین محتوای آموزشی لازم برای آموزش فراگیران با توجه به سن، جنس، ومقطع مورد نظر

7-اجرای برنامه های و بسته های تهیه شده ی آموزشی ،مهارتی ،فرهنگی ،تربیتی و...

8-نظارت کنترل و ارزیابی برنامه ها درحین و بعد از اجرا توسط ناظران اجرای طرح

9-نظر سنجی ، نتیجه گیری و ارائه ی گزارش از میزان تحقق اهداف و برنامه های ارائه شده و اجرا شده براری نهادهای مربوطه و عموم از طریق رسانه های عمومی

برای روشن شدن بهتر موضوعات فوق به تشریح هرکدام به شرح زیر می پردازیم:

 

1-شناسایی ومشخص نمودن شروع و پایان زمان های اضافه و اوقات فراغت

در ادارات شرکت ها و موسسات معمولا با نبود ارباب رجوع و یا انجام دادن زودتر از موعد امورویا تهیه وسایل و امکانات با سرعت بیش از حد انتظار، زمان های زیادی به عنوان وقت های اضافی به دست می آید که هرکس با توجه به سطح آگاهی و دانش خود آنرا مدیریت کرده و از آن استفاده بهینه می نماید یا به صورت وقت های استراحت به هدر می رودکه در این خصوص مدیران آگاه و هوشمند با شیوه های علمی و کار آمد از طریق اعطاء اضافه کار و تشویقی بازده نیروهای خود را بیشتر نموده و تولید خود را افزایش می دهند.

اما دررابطه با اوقات فراغت کودکان و نوجوانان و جوانان ،بزرگسالان و حتی سالخوردگان ومهم تر از آن  دانش آموزان ویاخانواده ها می بایست زمان های فراغت آنان را با دقت شناسایی ثبت و مدیریت نمود تا بتوان با برنامه ریزی صحیح موجب فراهم شدن لحظاتی شاد وپر هیجان و با نشاط برای آنان گردید .در این میان کودکان و نوجوانان وهمچنین بزرگسالان و سالخوردگان از جمله کسانی هستند که با وجود کمترین وقت فراغت با افسردگی، نگرانی و کسالت روبرو می شوند واطرافیان می بایست با پیش بینی برنامه هایی موجبات نشاط و انبساط خاطر آنان را فراهم نمایند.

بردن کودکان و نوجوانان به محل هایی مانند بوستان ها و شهر بازی ها و تفریح و گردش در بعضی از ساعات روز چند نوبت در هفته بسیار مفرح و شادی بخش خواهد بود.اوقات  فراغت روزانه بزرگسالان و افرادسالخورده نیز در طول روز زیاد می باشد و با دید و بازدید رفتن به پارک محله و دیدار با همسالان و مرور خاطرات گذشته موجبات تقویت روحیه و انبساط خاطر آنان ولذت از اوقات روزانه را فراهم می نماید .همچنین مطالعه کتب و مجلات نیز می تواند در محیطی ساکت و آرام برای آنان لذت بخش باشد.

اما اوقات فراغت دانش آموزان سه مقطع تحصیلی ابتدایی،راهنمایی ومتوسطه را که با پایان سال تحصیلی از اوایل تابستان آغاز و بعضاتا پایان شهریورادامه دارد را باید مدیریت و سازماندهی نمود و نهادهای مسئول و ذیصلاح می بایست با برنامه ریزی و جذب افراد به سازماندهی اوقات فراغت آنان اقدام نمایندو برنامه های مختلف فرهنگی هنری ،ورزشی،تربیتی،دینی و مهارتی را برای آنان پیش بینی و اجرا نمایند تا موجبات لذت ،شادی و تقویت روحیه نشاط و بروز استعدادهای نهفته ی آنان شوندوفرصت های به دست آمده را به نحو احسن برنامه ریزی نموده و استفاده بهینه از این زمان ها به عمل آید.

در همین رابطه بسیاری از معلمان نیز که دارای هیچ شغل دومی نیستند هم با پایان فعالیت رسمی مدارس با اوقات فراغت طولانی در تابستان روبرو می باشند که می توان گفت بسیاری از آنان هیچ برنامه ای به جزء یک مسافرت تابستانه به قصد سفر به شهر های زیارتی و تفریحی برنامه مفید دیگری برای گذراندن زمان اضافه پیش رو ندارند واین خود می تواند باعث سردر گمی ویا کسالت روحی و جسمی برای آنان گردد.بنا بر این توجه مسئولین مربوطه را به این قشر و تهیه و تنطیم برنامه های متنوع جهت تجدید روحیه و بروز و تقویت روحیه نشاط و شادی در این باغبانان بسیار پرتلاش در حین زمان رسمی فعالیت یک ضرورت اجتناب نا پذیر می باشد .تجدید روحیه و شارژ روحی این عزیزان مانند تجدید قوا در یک دوند ه دو اسقامت می باشد که یک مسیر بسیار طولانی را با تحمل فشار های جسمی وروانی شدید پشت سر گذاشته و تمام نیروی خودرا صرف پیروزی در میدان پر استرس مسابقه نموده است که پس از پایان مسابقه شدیدا نیاز به تقویت جسم وروح خسته ی خود دارد وهمه اطرافیان در بازیابی جسمی وروحی او به ایشان کمک می نمایند .پس معلمان نیز نیازمند توجه ویژه می باشند.

 

2-نیاز سنجی هدفمند  و اصولی منطبق با نیازهای افراد وگروه های سنی بر اساس امکانات موجود و در دسترس

پس ازتعیین و مشخص نمودن زمان های اضافه در هرجا(اداره،نهاد، شرکت ،موسسه،سازمان،خانواده واجتماع)و به دست آوردن زمان آغاز و پایان ومدت قابل استفاده آن در طول روز،هفته و یا ماه می بایست زمان بندی لازم را برحسب نیاز انجام داده و نیازهای ضروری پر کردن این زمان ها را مشخص و با توجه به نوع شغل، سن و جنس افراد و همچنین نیازوعلاقه مندی آنان اولویت بندی نمود . این اولویت بندی می بایست با در نظر گرفتن امکانات و زیر ساخت های موجود ودر دسترس بوده و میزان بهره برداری از امکانات نیز باید در نظر گرفته شود .

نیاز سنجی برای اوقات فراغت یک امر ضروری و غیر قابل انکار می باشد زیرا هنگامی که زمان اضافه ای موجود باشد برای استفاده بهتر و بهینه از آن مهمترین نیاز ها را باید جستجو نموده و بهره وری از زمان را به حداکثر رساند.این امر (نیازسنجی هدفمند) در یک شرکت تولیدی می تواند افزایش تولید ودر یک نهادفرهنگی و تربیتی می تواند پیش بینی نیازهای فرهنگی ،اجتماعی ویا مقابله با ظهور و بروز ناهنجاری های اجتماعی به وجود آمده توسط دشمنان نظام در قالب تهاجم فرهنگی ویا بروز بیکاری و وجود معضل اعتیاد ویا نیازهای فرهنگی دینی  ومذهبی مورد نیاز کودکان و نوجوانان وگروه های هدف نهادهای مجری باشد.پس بنابرارین گام دوم بسیار مهم بوده و نیازمند وجود کارشناسان خبره و متخصص در زمینه های مربوط و در راستای هدف های تعیین شده می باشد

3-برنامه ریزی اصولی و کارشناسی شده بر اساس امکانات و اولویت های مشخص

پس از برداشتن گام دوم که نیاز سنجی و اولویت بندی نیازها با توجه به امکانات در دسترس می باشد وجود یک برنامه ریزی اصولی و مدون وکارشناسی شده  لازمه برداشتن گام سوم در این زمینه که بسیار لازم و ضروری است می باشد.آنچه که همیشه باعث پیشرفت بهره وری و تحقق اهداف ترسیم شده یک نهاد موسسه گروه ویا سازمان شرکت و یا یک نهادفرهنگی می گردد برنامه ریزی صحیح اصولی مدون و کارشناسی شده است که با حضور و استفاده از کارشناسان خبره و متخصص در زمینه  ی موضوع مشخص شده  می باشد .

تهیه برنامه های اجرایی به مانند تهیه یک نقشه راه برای رسیدن به یک مکان دور دست می باشد که لازمه ی آن گذر از پستی و بلندی های زیاد می باشد و اگر این پستی و بلندی ها ازقبل شناسایی و مشخص نشده باشد ونحو ه و روش گذر ازآن بیان نشده باشد در میان راه با مشکلات عدیده و پیش بینی نشده ای روبرو خواهیم شدکه گاها منجر به شکست و باز ماندن از رسیدن به هدف می گردد.

برنامه ریزی یا نقشه راه چگونگی رسیدن به هدف و تحقق آن راتبین می نماید و با توجه به امکانات نیاز به امکانات و نیروی انسانی و نحوه ی اجرا را مشخص می سازد و میزان نیاز ها را مشخص می سازد.واین بهترین و آسان ترین راه رسدن به هدف از پیش تعیین شده می باشد. پس برای استفاده و اجرای صحیح برنامه ها ی اوقات فراغت تدوین برنامه ای جامع و اصولی و کارشناسی شده لازم است تا بتواند مجریان و گروه هدف را از سردرگمی های احتمالی بیرون آورد واین بستگی به مدیریت و جدیت و علاقه ی  مسئولین برای نیل به هدف تعیین شده دارد.

 

4-پیش بینی و برآورد هزینه ها و اعتبارات مورد نیاز اجرای طرح

پس از انجام برنامه ریزی کارشناسی شده گام چهارم پیش بینی و برآورد هزینه های لازم و پشتیبانی مالی برای اجرای برنامه مورد نظر می باشد.مهمترین رکن اجرای برنامه که تمام عوامل وبرنامه هارا گردهم جمع نموده و هماهنگ می نماید توان مالی مسئولان برای پیاده نمودن برنامه تدوین شده وتهیه وسایل و امکانات مورد نیازمی باشد . پیش بینی دقیق واصولی هزینه هابر اساس برنامه مشخص شده موفقیت اجرای طرح را تضمین نموده و از بروز هرگونه نقص و مشکل در تهیه سخت افزار و نرم افزار مورد نیاز برای اجرای طرح پیشگیری نموده و زمینه ساز اجرای موفقیت آمیز اهداف ترسیمی می شود.تامین مالی عوامل دست اندر کار و مجریان و تهیه امکانات رفاهی و ملزومات مورد نیاز در حین اجرای طرح وابستگی صددرصد به تامین اعتبار و هزینه های پیش بینی شده دارد.

5-پیش بینی و تامین نیروی انسانی ماهر و آموزش دیده در جهت اجرای برنامه ها

نیروی انسانی متخصص و دوره دیده یکی دیگر از نیازهای اجرای برنامه های اوقات فراغت می باشد .آموزش صحیح و انتقال موثر محتوا و برنامه های مورد نظر به فراگیران و گروه های هدف نیازمند تخصص و اطلاعات به روز و هماهنگ با محتوای تدوین شده در جهت تحقق اهداف دوره ها و کلاس های برگزار شده می باشد . اگر درجهت آموزش فراگیران و گروه های هدف از افراد و نیروهای غیر مرتبط و با دانش علمی سطح متوسط و پایین استفاده گردد در بسیاری از موارد امکان انحراف وبه حاشیه رفتن و پرداختن به موضوعات غیر مرتبط و ناهماهنگ با اهداف برگزاری  دوره های برگزار شده وجود دارد.بی توجهی به این امر مهم باعث می شود تا علاقه و انگیزه لازم برای شرکت کنندگان در این دوره ها از بین برود .

لذا انجام این مهم به توجه و دقت مسولین وبرگزار کنندگان برنامه های مهم وهدفدار اوقات فراغت وابستگی شدید داردومی بایست دقت لازم در این زمینه به عمل آید.                                         

6-پیش بینی و تهیه مواد امکانات وتدوین محتوای آموزشی لازم برای آموزش فراگیران با توجه به سن، جنس، ومقطع مورد نظر

مهمترین بخش در اجرای برنامه های اوقات فراغت تدوین محتوا و تهیه ی امکانات و ملزومات مربوط با محتوای تهیه شده جهت آموزش و ارائه به فراگیران و گروه هدف می باشد .تهیه وتدوین محتوا با در نظر گرفتن نیازهای فرهنگی شغلی جنسی و سن افراد و گروه های شرکت کننده در برنامه اوقات فراغت بستگی دارد.محتوا می بایست با توجه به نیازها و پیش نیازهای لازم توسط متخصصین و محققین خبره و کارآمد وبا در نظر گرفتن نیازها و امکانات بومی و منطقه ای تولید و تنظیم شود . زیرا نزدیکی متون و محتواها با فرهنگ بو می ومنطقه ای اثربخشی آموزش هارا چند برابر و رسیدن به هدف ها را آسانتر می کند.مهم ترین مسئله ای که در ضمن تدوین وتنظیم محتوی نیز می باید به آن توجه جدی و ویژه به عمل آید گنجاندن آموزش مهارتهای زندگی در این برنامه ها می باشد که در بسیاری از از موارد شاید در حین  آموزش رسمی فرصت پرداختن به آنها ویا آموزش آن و جود نداشته ویا در اولویت های برنامه درس رسمی قرار نداشته است و دقت و توجه کافی برنامه ریزان اوقات فراغت را می طلبد.

 7-اجرای برنامه های و بسته های تهیه شده ی آموزشی ،مهارتی،فرهنگی ،تربیتی و...

پس از تهیه مواد و محتوای آموزشی مورد نیاز برنامه باید آنها را برای اجرا در اختیار مجریان طرح برای ارائه به فراگیران و گروه هدف قرار دادوطبق برنامه های تدوین شده اقدام به اجرای آن نمود. مهمترین بخش این مرحله که ارائه ی محتوا و آموزش آن به فراگیران و گروه هدف است اجرای درست و صحیح و سالم محتوای ارائه شده است .

در اجرا باید دقت شود که محتوا با اهداف و نیاز ها برابری و مطابقت داشته باشد و هیچگونه انحرافی در اجرای برنامه به وجود نیاید تا رسیدن به هدف مشخص شده سریع تر باشد. همچنین محتوا باید جذاب بوده و انگیزه یادگیری را در فراگیران تقویت نماید.همچنین مجریان طرح نیز باید آموزش ها و آشنایی های لازم با طرح را کسب کرده باشند تا روند پیشرفت سریع و دلخواه وهمراه با برنامه ریزی ها به خوبی قابل اجرا  باشد.قابل ذکر است اگر عوامل اجرایی توانایی وآشنایی  لازم برای اجرای برنامه ها راکسب نکرده باشند ،اجرای برنامه ها با مشکلاتی از قبیل انحراف در ارائه ی محتوای و نا توانی و ضعف در ارائه به فراگیران مواجهه خواهند شد واحتمال شکست در اجرای برنامه ها وجود خواهد داشت .

8-نظارت کنترل و ارزیابی برنامه ها درحین و بعد از اجرا توسط ناظران اجرای طرح

یکی از مراحل مهم اجرای برنامه های اوقات فراغت نظارت ،کنترل و هدایت برنامه ها توسط ناظرین اجرای طرح می باشد .اهمیت این امر به اندازه ای است که هنگامی که مجریان طرح خود را در معرض نظارت ،کنترل و ارزیابی فعالیت ها از سوی ناظرین مافوق ببینند دقت عمل و مسئولیت پذیری و پاسخ گویی  آنها در مقابل آنها واولیاء بیشتر خواهد شد .این نظارت از سوی ناظرین می تواند به شکل معرفی موفق ترین مجری ،بهترین عملکرد، موفق ترین فراگیران وبیشترین بازده اجرا گردد تا انگیزه ی تلاش و کوشش را هم در مجریان و هم در فراگیران به میزان زیادی افزایش دهد.

 9-نظر سنجی ، نتیجه گیری و ارائه ی گزارش از میزان تحقق اهداف و برنامه های ارائه شده و اجرا شده براری نهادهای مربوطه و عموم از طریق رسانه های عمومی

نظرسنجی یکی از میزان های مهم قضاوت در مورداجرای موثر یا غیر موثر یک برنامه است . تشخیص میزان مطابقت محتوا با نیازها ،میزان تسلط و مهارت مجریان در ارائه محتوا ، کیفیت برنامه ریزی و ارائه خدمات ،تامین نیازهای سخت افزاری و نرم افزاری طرح، میزان کسب دانش و مهارت لازم و پیش بینی شده در فراگیران،میزان رضایت اولیاء و مسئولان از نحوه و اجرای برنامه ها و بسیاری از موارد دیگر طرح می بایست از فراگیران مدرسان و اولیاء نظر سنجی مربوط به هر گروه را انجام داد تا نقاط قوت و ضعف و میزان رسیدن به اهداف مشخص و معین گردد.پس از تجزیه و تحلیل نظر سنجی ها باید گزارش های لازم را به مسئولین واولیاء و عموم برای اطلاع و آگاهی ازمیزان تاثیر این برنامه ها درپرکردن اوقات فراغت فرزندان به جامعه و خانواده ها توسط رسانه های عمومی ارئه نمود تا طرح اجرا شده در معرض قضاوت و نقد و بررسی قرار گیردونقاط قوت و ضعف آن  به دقت بررسی ومشخص گرددومیزان بازدهی و اثر بخشی آن به صورت واقعی در مقابل هزینه های اختصاص یافته بیان گردد.

نتیجه گیری کلی

باتوجه به تعریف ارائه شده از  اوقات فراغت و ابعاد مختلف و وجوه مثبت و منفی آن که در ابتدای این نوشته ارائه گردید دقت و توجه لازم جهت استفاده ی بهینه از اوقات فراغت به صورت مدون و برنامه ریزی شده یک امر اجتناب ناپذیر می باشد.هرگونه اقدام نسنجیده و غیر کارشناسی شده و به کارگیری عوامل غیر مرتبط با اهداف اوقات فراغت نه تنها نتیجه بخش نخواهد بود بلکه می تواند با عث تغییر نگرش و دیدگاه فراگیران و اولیا ء در خصوص برگزاری این دوره ها وکلاس ها گردد وتنها به کشاندن فراگیران به یک محیط بدون برنامه،بی روح و خالی از هدف و برنامه منتهی  گردد که هیچگونه دست آورد منتج به نتیجه ی مثبت نداشته و فقط وقت و سرمایه های انسانی و مادی  افراد را تلف نموده و به هدر داده است. پس برای دست یابی به اهداف عالی و غایی در بهره وری هرچه بیشتروپر بارتر از اوقات فراغت به تدوین و تنظیم برنامه های تشریح شده در بندهای 1تا9این مقاله که به اندازه ی بضاعت نویسنده به آن اشاره گردید نیاز بوده و اجرای هدفمند یک برنامه را می توان انتظار داشت و پاسخگوی نیازهای جسمی روحی  گروه های هدف در برنامه ریزی ها و اجرای دقیق و صحیح برنامه های اوقات فراغت بود .این عمل به مانند تهیه یک نقشه جهت ایجاد یک ساختمان یایک برج چند طبقه می باشد که با طراحی و نقشه کشی طراحان و مهندسان خبره و زبردست طراحی و با تهیه بهترین و مقاوم ترین مصالح ساختمانی  و سپردن  این امکانات به بهترین و باسابقه ترین افراد وبا به کار گیری مجهزترین ابزار اقدام به ساختن این ساختمان چند طبقه می نمایند .این ساختمان در صورتی می تواند محکم و استوار و بادوام بنا گردد که طبق نقشه تهیه شده و برنامه ریزی های مشخص بنا گرددو با نظارت مهندسین ناظر دقت کافی در اجرای آن به کاررود ،آن گاه این ساختمان می تواند پذیرای یک جمعیت چند صد نفری باشدودر طول زمان مقاوم واستوار بماتد

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط اصغر عاشوری(آموز گار دبستان هاي بردخون در جمعه نوزدهم تیر 1388  |
 ماه رجب ومیلاد امام محمد باقر
فرارسیدن ماه پر خیر وبرکت رجب المرجب و میلاد میمون وبا سعادت باقر العلوم امام محمد باقر پنجمین ستاره ی درخشان آسمان امامت و ولایت را به تمام شیعیان و شیفتگان اهل بیت عصمت و طهارت در سراسر عالم تبریک وتهنیت می گوییم.

فضیلت های ماه رجب:

از پیامبر اکرم رواریت است که رجب ماه خداست وماهی در فضیلت وحرمت به آن نمی رسد.جنگ و مبارزه با کافران در این ماه حرام است ورجب ماه خداست شعبان ماه من ورمضان ماه امت من است. پس در آن بسیار بگویید:((استغفر الله و اسئاله التوبه ))

امیر المومنین فرمود((هرکه از ماه رجب یک روز اول ماه یا وسط یا آخر ماه راروزه بدارد گناهان گذشته و آینده او به شرط((تقوی)) آمرزیده شود.

نماز در هر شب ماه رجب :

در هرشب دورکعت بعد از حمد سه مرتبه سوره کافرون ویک مرتبه سوره توحید خوانده شودو چون سلام دهد دست ها رابلند کند و بگوید:

((لا اله الاالله وحده لا شریک له له الملک و له الحمد یحیی ویمیت و هو حی لا یموت بیده الخیر و هو علی کل شئ قدیر و الیه المصیر و لا حول ولا قوه الا بلله العلی العظیم اللهم صل علی محمد النبی الامی و آله))

از حضرت رسول (ص) نقل است :((کسی که این عمل را به جا آورد حق تعالی دعای او را مستجاب کند و ثواب شصت حج و شصت عمره به او عطا فرماید

|+| نوشته شده توسط اصغر عاشوری(آموز گار دبستان هاي بردخون در چهارشنبه سوم تیر 1388  |
 تسلیت شهادت بانوی دو عالم
شهادت جان سوز و جانگداز بانوی هردو عالم صدیقه  طاهره حضرت فاطمه زهرا را به تمام شیعیان و دوست داران اهل بیت عصمت و طهارت تسلیت عرض می نمایم.

به امید این که مادران زنان و دختران ما که ادعای شیعه گری این بانوی نمونه عالم را دارند راهروان راستین این بانوی بلند مرتبه باشند

|+| نوشته شده توسط اصغر عاشوری(آموز گار دبستان هاي بردخون در جمعه هشتم خرداد 1388  |
 خرمشهر

سالروز آزادی خرمشهر قهرمان که نماد دشمن ستیزی و مردانگی ایرانیان قهرمان است مبارک باد

|+| نوشته شده توسط اصغر عاشوری(آموز گار دبستان هاي بردخون در دوشنبه چهارم خرداد 1388  |
 تقدیم به دوست و همکار گرانقدر عبدالله عابدی
تابلوخط استاد شورکی  تقدیم به رزاق عزیز

 

این تابلو به خط استاد عزیزم جناب آقای شورکی در دوره ی ضمن خدمت نوشته شده است که در پاسخ به پیام  محبت آمیز شما دوست عزیزم آقای عابدی  که معلمی برازنده ی قامت استوار شماست تقدیم می نمایم .

قسمتی از پیام ایشان

خوشا دریا خوشا ماوای دریا
خوشا شبهای پرغوغای دریا
شبی خالی نمودم عقده ی دل
درون (سیلک) غمهای دریا
تماشا داشت کوچ جمع شالو
زبندر سوی ناپیدای دریا...........

شعر از استاد مجید عابدی

|+| نوشته شده توسط اصغر عاشوری(آموز گار دبستان هاي بردخون در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388  |
 هفته بزرگداشت خیرین مدرسه ساز

سمت راست مرحوم حاج ابوالقاسم سمت چپ مرحوم میرزا محمود(غلامرضا) تهران 1332مرحوم حاج ابوالقاسم سال های آخر زندگی

تصویر سمت راست در تهران گرفته شده است .

این تصاویر از آرشیو شخصی مرحوم میرزا محمود توسط فرزند ارشد ایشان همکار و دوست عزیزم آقای محمد فولادی در اختیار اینجانب قرار گرفته که جای تشکر فراوان دارد

نفر اول سمت راست (محمدفولادی )که تصاویر را در اختیارم گذاشت

هفته آخر اردیبهشت ماه هرسال به نام تجلیل از خیرین مدرسه ساز نام گذاری شده است .به همین مناسبت هرسال از آن دسته از دوست داران تعلیم و تربیت که با تمام ویا قسمتی از سرمایه خود اقدام به ساخت و بنای مدرسه می نمایند تجلیل می شود وبدین شکل زحمات و سر مایه گذاری های معنوی آنان ارج نهاده می شود واین برنامه اقدامی است برای ترغیب و تشویق وطن دوستانی که طالب ترقی و پیشرفت وطن عزیز خود ایران در عصر حاضر در دنیای فعلی که دنیای سراسر رقابت علمی و پژوهشی است می باشد  . اما در این میان از فرهنگ دوستان و فرهنگ پرورانی که در سال ها ودهه های قبل از این اقدام به این اعمال خداپسندانه نموده اند ذکر خیری نشده و حتی نامی برده نمی شود .این گناهی نابخشودنی است که ما تلاش ها و زحمات پیشینیان را که با رنجها و مشقت های فروان و در دوران فقر و نداری و بی چیزی مردم اقدام به تاسیس نهاد بسیار ارزنده تعلیم و تربیت در دور افتاده ترین روستا با فاصله ی 1500 یا 1600کیلومتر از پایتخت نموده وزمینه باسواد شدن عده زیادی از فرزندان این دیار که همواره مهد علم فرهنگ ادب و شجاعت و قهرمان پروری بوده است  را نادیده گرفته و فراموش نماییم.

همه کسانی که در نیم قرن پیش در بردخون متولد شده وزندگی کرده اند خدمات ارزنده مرحوم حاج ابوالقاسم فولادی فرزند مرحوم خالوحسین بردخونی قهرمان مبارزه با استعمار انگلستان را به یاد دارند، و به خاطر می آورند که در روزگار فقر و قحط سالی های این سامان این مرد فرهنگ دوست در سال 1328 ه. ش زمانی که حتی کمترین امکانات سواد آموزی در شهرستان وحتی استان یافت نمی شد اقدام به تاسیس اولین دبستان در شهرستان دیر و روستای خود بردخون به نام دبستان فولادی  با هزینه شخصی خود می نماید و تمام فرزندان این روستا و روستاهای اطراف را ملزم به رفتن به مدرسه و فراگرفتن سواد و علم ودانش می نماید .به طوری که گذشتگان ذکر می نمایند مرحوم فولادی خود به در ب خانه ها ی اهالی می رفته و فرزندان آنان را بدون پرداخت هیچ هزینه ای برای فراگیری سوادبه مدرسه فرامی خوانده است .

همه ما و کسانی که قبل از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی به مدرسه رفته ایم ساختمان کاه گلی دبستان فولادی با آن سکوی بلند از سطح زمین و راهروی طولانی و کلاس های به یادماندنی با در های چوبی هلالی شکل بارنگ های قهوه ای و بعضی آبی  را خوب به خاطر داریم ودرختان تنومند وصبور ((گز))اطراف آن را که در ساعات استراح در گرمای تابستان سایه سرمان بود هیچگاه فراموش نمی کنیم وبه روان پاک موسس فرهنگ دوست و فرهیخته آن مرحوم حاج ابوالقاسم فولادی درود می فرستیم .

ماو بسیاری از فرهنگیان علما و اشخاص برجسته و تراز اول در سطح کشور که متولد این خاک پاک و عالم خیز و عالم پرور و دوست داشتنی بردخون هستند نتایج تلاش ها و زحمات این مرد بزرگ هستیم و هیچگاه نباید این خدمات ارزنده را به باد فراموشی بسپاریم ونادیده بگیریم وهمواره باید از خداوند اعلی برا ی شادی روح آن مرحوم طلب غفرا ن ورحمت واسعه الهی نموده و پیوسته یاد ایشان رازنده نگه داریم  واین خدمت ارزنده و مثبت را که زمینه اعتلای فرهنگی شهر و دیار عزیزمان بردخون که به عنوان نگینی در منطقه دشتی واستان می درخشد را با ذکر خیر و نام نیک موسس خیر آن بیان نماییم تا قسمتی از حق و دین خود را در مقابل این خدمت ارزنده موسس ادا نماییم.

همچنین زحمات و تلاش های بنده ی مومن و مخلص و خیر وطن دوست جناب آقای   حاج حبیب قنبری که در همین  خصوص بنای خیر و بنیان مستحکم جهت ترویج علم و ادب وفرهنگ را در روستای های احشام کهنه و مغدان بنا نمودند نیز ارج می نهیم و امیدواریم که این بناهای خیر خیراتی از پیش فرستاده شده جهت ذخیره آخرت آن عزیز باشد و همواره با ، باسواد شدن هر کودک از این روستاهای محروم سنگ بنای قصری در بهشت برین از سوی خداوند بزرگ برای ایشان بنا شود همچنین تلاش های مرد تلاشگر و واسطه ی خیرین مدرسه ساز برادر حاج محمد شهنیایی نیز در جهت ترویج علم و دانش این منطقه را سپاس گفته و از خداوند بزرگ توفیق خدمت روز افزون برای ایشان مسئلت می نماییم  .

قابل ذکر است که برادر بزرگوار و فرهنگی عزیز برادرحاج  عباس فولادی نوه ی گرانقدر مرحوم خالوحسین نیز که در این خصوص با اهداء یک قطعه زمین در امر مدرسه سازی در روستای محروم بردخون ساحلی شریک و سهیم هستند باید تقدیر و تشکر نمود. زیرا این گونه حرکات باعث تشویق و ترغیب انسان های توانمند از نظر مال برای مشارکت در امر توسعه ی آموزش و پرورش این سامان می گردد.

 

|+| نوشته شده توسط اصغر عاشوری(آموز گار دبستان هاي بردخون در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388  |
 دیدار با یار مهربان

سمت راست خانم صداقت -چپ خانم کاویانی-بانوان بازنشسته فرهنگی بردخون

روز دوشنبه به مناسبت  هفته ی بزرگداشت مقام شامخ معلم  تعدادی از دانش آموزان خواهر که سال های قبل در مدرسه ی راهنمایی نرجس در محضر معلم و مدیر دل سوز و مهربان سال های  قبل این مدرسه سرکار خانم بلقیس صداقت  تلمذ و شاگردی کرده بودند به رسم ادب و احترام به دیدار این معلم محبوب دلسوز و با تجربه رفتند و با تقدیم دسته گل وهدایاییاز مقام شامخ معلم نمونه خود تجلیل کردند.آنان که اکنون از محضر معلمی ایشان محروم می باشند قدر و جایگاه این معلم والامقام ومذهبی را که اهتمام بسیار زیادی در تعلیم و تربیت دینی و مذهبی و آموزش حجاب و اخلاق دینی دختران در این مقطع تحصیلی درشهر  بردخون داشتند را دانسته و با این کار زیبای خود ادای دین ووظیفه نموده و باعث شادی و تجدید روحیه وتداعی خاطرات خوش برای این بانوی بزرگوار شدند.به طوری که به نقل از خواهران دیدار کننده از زبان آن معلم بزرگوار نقل می شود که : ((امروز یکی از زیباترین روزهای زندگی من می باشد و در طول دوران معلمی خود هیچگاه به اندازه امروز مسرور و شادمان نشده ام وامروز آنقدر خوشحالم که در پوست خو نمی گنجم)) این دیدار با تقدیر و تشکر شاگردان از یار مهربان خود به پایان رسید واز این که توانسته بودند زمینه شادی معلم و یار مهربان خود را فراهم کنند خود نیز بسیار مسرور و شادمان شده وبا ایشان خدا حافظی نمودند .قابل توجه همه کسانی که روزی در محضر معلمانی پر تلاش و زحمتکش به کسب علم و معرفت و سوادآموزی مشغول بوده اند و اکنون وقتی که در شهر و خیابان معلم خود را می بینند حتی از یک سلام خشک و خالی نیز دریغ می کنند

|+| نوشته شده توسط اصغر عاشوری(آموز گار دبستان هاي بردخون در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388  |
 هفته بزرگداشت مقام معلم

 

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

باسلام به اول معلم هستی خداوند بزرگ که الرحمن -علم القران  -خلق الانسان -علمه البیان و اوست که علم الادم الاسماء کلها ر فرمود وسلام به همه ی پیامبران الهی از آدم تا خاتم (حضرت محمد ص) که از آغاز رسالت خود معمی را پیشه خود قرار دادند و خداوند به آایشان فرمود ویزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه و سلام به همه ی معلمان بزرگ و فداکار ایران زمین آنانی که افتخار خدمت دارند وآنانی که با آرامش در بستر بی صدای خاک آرمیده اند به خصوص معلم عزیز و فداکار خودم مرحوم محمد حسین رضاییان که فداکار ترین معلم و مدیر در دوران دانش آموزی ما بود .امیدوارم مانیز که در این کسوت مقدس دا آمده ایم و این لباس فاخر را به تن کرده ایم بتوانیم معلمانی خدمت گذار و لایق و رهرو خوبی برای معلمان خود باشیم

 

معلم

مــــــــــــعلم عشق در آهنگ داری                    توساز زندگی در چنگ داری

دلت چون کلبه ات از رنگ خالیست                  زهر رنگ و ریایی ننگ داری

به دور قامت هــــــــــــر دانش آموز                 دو دست گرم چون پرونگ داری

صدایت شروه ی شیرین عشق است                  عجب شوری در این آهنگ داری

تو آن صلح عظیم روزگـــــــــــاری                  که عمری با جهالت جنگ داری

تو نخل سربلند باغ عــــــــــــــــلمی                  که یک عالم رطب در پنگ داری

شهید ســــــــــر فرازی چون مطهر                   به سوی عشق پیشاهنگ داری

تو بـــــــــا دنیای زور وزر همیشه                    جدایی تابه صد فرسنگ داری

 

شعراز: معلم گرانقدر و عزیزم سید محمد رضا هاشمی زاده –خورموج

برگرفته از فصل نامه سیراف بهار 73 اداره کل آموزش و پرورش استان بوشهر

 

|+| نوشته شده توسط اصغر عاشوری(آموز گار دبستان هاي بردخون در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388  |
 حکایتی اندر احوال خود پرداز صدرات و فرهنگیان

دیروز مثل همیشه که هروقت در بازار به پول احتیاج پیدا می کردیم به خود پرداز مراجعه کردم و با صف دراز منتظران که عده ی زیادی هم فرهنگیان بودند روبرو شدم هر که می آمد با ببخشید حاضران به عقب برمی گشت و در گفتگوی جمع شریک می شد . از قضا رییس ببومی بانک هم داخل بانک مشغول کارهای روزانه یا عقب افتاده بود .اوراصدا کردیم و در را باز کرد و بیرون آمد بادیدن عده ی زیاد فرهنگیان لب به گله گذاری باز کرد که چخبر شده شما که دیگر حقوق هایتان در بانک ملی واریز می شود چرا دور خود پرداز صادرات را گرفته اید وخیلی از گله و طعنه و منت های زیاد که باعث رنجش حاضرین گردید . ای کاش بانک ملی هم خود پردازی بسازد تا بانک صادرات دیگرما را نیازارد و طعنه ی برای استفاده از خود پرداز کارمزد بالا تعریف می کنیم را نثارمان نکند

|+| نوشته شده توسط اصغر عاشوری(آموز گار دبستان هاي بردخون در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388  |
 همایش نقش مردم وروحانیون درمبارزه با استعمار انگلیس در شهر خورموج برگزار شد

عباس فولادی و حاج علی مرادی سراینده شعر کلاغا یاد معدو

آقای عباس فولادی وشیخ محمد فولادی از خانواده خالوحسین

متن لوح تقدیر دبیر همایش به خاندان مرحوم خالوحسین فولادی قهرمان مبارزه با استعمار

 Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

گزارشی از برگزاری همایش

عصر روز چهار شنبه از طرف یکی از دوستان دعوت نامه این همایش به دست اینجانب رسید و از اینجانب خواستند تا در این همایش که با موضوع تاریخ دشتی  برگزار می شد شرکت کنم که بسیار خوشحال شدم و از اظهار لطف و بزرگواری آن عزیزسپاس گذاری نمودم .صبح روز پنجشنبه  از بردخون به سه راهی شهنیا رفته و پس از 30 دقیقه معطلی  بالاخره با سرویسی که قصد عزیمت به شهر خورموج را داشت همراه شده وساعت 15/8 از آن جا به سمت خورموج رهسپار شدم .ساعت شروع همایش در دعوت نامه 30/8 قید شده بود که اینجانب پس از حدود 45 دقیقه به محل سالن همایش رسیدم . صدای قرائت قرآن که خبر از شروع برنامه های همایش بود را از بیرون شنیدم و مشخص شد که برنامه با 30دقیقه تاخیر از زمان اعلام شده شروع شده است . درب ورودی سالن که با صفی از نوجوانان بالباس  زیبا  سنتی و محلی  دشتی(قبا، شال، کلاه نمدی و ملکی) روبه رو شدم  که از شرکت کنندگان استقبال می کردند برایم بسیار زیبا و دیدنی بود. وارد سالن شدم ،تقریبا دوسوم صندلی های سالن پر شده بود .در یکی از صندلی های میانی سالن نشستم . پس از تلاوت آیات قرآن  توسط سید نیام الدین حسینی از قاریان  فرهنگی مشهور وسادات روستای چارک مجری برنامه آقای سروری مجری توانمند سیمای استانی مرکز بوشهر کار مجرگری را شروع کرد.فرماندار جوان شهرستان دشتی جناب آقای جمشیدی به عنوان دبیر همایش به مدت 10 دقیقه برای خوش آمد گویی به  شرکت کنندگان و محقیقین و پژوهشگران به پشت تریبون رفت و پس از خوش آمد گویی  به همه ی شرکت کنندگان در خصوص نقش روحانیونی مانند سید مصطفی بهزادی سید علی نقی دشتی و دلیر مردان منطقه دشتی  مانند مرحوم خالوحسین بردخونی ودیگر رادمردان منطقه و همچنین سرداران و دلیرمردان 8 سال دفاع مقدس مانند سرداران شهید مهدوی ، توسلی ، شهید مبارکی و شهید کرد که در رویارویی مستقیم با ایادی استکبار حماسه آفریدند سخن گفت . ایشان اظهار داشتند که ((رشادت و دلیر مردی این قهرمانان است که جرات تعدی استکبار به این سرزمین را که هروز ما را تهدید میکند از آنان گرفته است .این نتیجه مستقیم مقاومت مردم این استان و شهرستان وشهدایی است که  در نبرد مستقیم با امریکای جنایتکار شهید شدند واقعا اینها هستند که سر زمین  ما را بیمه کرده اند. واقعا ما مدیون این عزیزان هستیم. آنان این الگو را از گدشتگان ما گرفته اند واین همایش باید برگزار می شد تا نسل های جدید باید با سوابق مبارزاتی مردم دشتی آشنا شوند زیرا استان بوشهر خط مقدم مبارزه با استعماردر همه دوران ها بوده است والگو بوده برای سایر نقاط مملکت، حق این بود که این همایش برگزار شود و الحمدولله این اتفاق افتاد وعزیزان بسیار بزرگواری در این همایش شرکت کرده اند که جا دارد مجددا از آنها تشکر شود .ایشان در قمستی از سخنان خود اظهار داشت ((بایداز مواضع شجاعانه  رییس جمهورمحترم دکتر احمدی نژاد  در اجلاس دوربان دو در ژنو سویس که زلزله ای در دنیای کفر و استکبار ایجاد کرد تقدیر و تشکر کنیم.انصافا بعد از حضور بسیار کم نظیر ریاست محترم جمهور در این اجلاس دنیای استکبار به طلاتم افتاد)) سخنران دوم این همایش حجه الاسلام مصلح امام جمعه محترم خورموج بودکه درمورد خصوصیات و ویژگی های مردم دشتی چنین سخن گفت: ((اول ایمان، تعبدوتعهد مردم دشتی  نسبت به دین مبین اسلام و مذهب حقه ی تشیع وتعبدبه مظاهر عبادی دینداری وحضور در مراسم عبادی نماز روزه وسایر عبادات ، این زبانزد خاص و عام است هم در سطح شهرستانها و مناطق دیگر استان و هم در سایر استانها مردم نجیب و مومن دشتی به این خصوصیت معروف و مشهورند دوم روحیه یولایت مداری و اعتقاد راسخ به ولایت اهل بیت عصمت و طهارت  سوم نجابت حجب و حیاء ، کم توقعی مردو و قانع بودن این مردم است چهارم عالم پروری و سابقه ی درخشان در این موضوع و...))

در ادامه مطلب بخوانید

پس از سخنان امام جمعه محقققان و پژوهشگران مقالات خود را ارائه کردند

|+| نوشته شده توسط اصغر عاشوری(آموز گار دبستان هاي بردخون در جمعه چهارم اردیبهشت 1388  |
 آغاز سال نوبرای ما

با سلام و تبریک مجدد سال نو وآرزوی سلامتی برای همه ی هم وطنان عزیز و همشهریان دوست داشتنی .پس از پایان تعطیلات به دلیل مشکل قطعی خط تلفن منزل که ناشی از مشکل فنی  به دلیل نفوذ رطوبت به درون سیم های تلفن و با طعی تللفن همراه بود . اینجانب نتوانستم طی این مدت مطلب جدیدی داشته باشم .امروز فرصتی پیش آمد که عرض سلام و ارادتی به همه ی عزیزانی که همیشه بنده را مورد لطف و عنایت کریمانه خود قرار می دهند داشته باشم . آغاز سال نو را ما در شهر جم و شهرک 2500 واحدی  در محضر عموزاده بزرگوار مهندس اسماعیل عاشوری جشن گرفتیم . به همراه اعضای خانواده و خانواده پدر خانم در محضر خانواده عزیز و دوست داشتنی عاشوری با برگزاری جشنی به شیوه سنتی و ایرانی که همراه با گستردن سفره هفت سین و سین های زیبای ایرانی مانند(سبزه،سیر،سرکه، سیب، سنجد، سمنو،سکه و...) وبا قرائت قرآن و دعای تحویل سال و دعا برای سلامتی همه مردم مسلمان دنیا و ایرانیان عزیز شروع نمودیم .سپس  به پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب و بیانات آن بزرگوار که سال 87 را به نام سال اصلاح الگوی مصرف نامیدند گوش فرا داده واز فرامین آن رهبر فرزانه  بهره مند شدیم . پیام نوروززی ریاست محترم جمهوری که همراه با بیان دستاوردها و موفقیت های  سال گذشته بود را نیز مشاهده کرده و به عنوان یک ایرانی به ایرانی بودن خود افتخار نموده و آرزوی موفقیت های پی در پی برای دانشمندان و جوانان این کهن سرزمین نمودیم.بعد از ظهر همگی با پیاده روی در خیابان های شهرک بچه ها را برای تفریح و بازی به بوستان زیبای شهرک بردیم  که کلی برای خود بازی و تفریح نمودند و لذت بردند . برای بنده هم فرصتی دست داد تا با سه نفر از همکاران و دوستان همکلاسی دوره دانشسرا آقایان عبدالحسن عندلیب کارشناس امور اداری آموزش و پرورش شهرستان جم ، آقای علی خمیسی مسئول حسابداری اداره جم و آقای عبدالله جاور از معلمان باتجربه و موفق شهر جم تلفنی تماس گرفته و در همان بوستان یکدیگر را ملاقات نمودیم که برای دوستانم بسیار غیر منتظره و خوشحال کننده بود و از اینکه برای اولین بار در شهر جم بنده را ملاقات نموده و خاطرات زیبای دوران تحصیل را برای خود مرور کردیم  ذوق زده شدند .یک ساعتی را در کنار یکدیگر گذراندیم وبه دلیل نداشتن وقت و عجله ما برای مراجعت توفیق دعوت آن دوستان دیرین  رانداشتم و از آنها عذر خواهی نمودم وبا روحیه ای سرشار از شادمانی از ملاقات با آنها بایکدیگر خداحافظی نموده و پس از صرف شام در منزل مهندس عاشوری با خاطراتی خوش از آغاز سال نوبا همه آنها خداحافظی نموده و ساعت 30/22 از شهر جم عازم شهر آبدان شدیم وبه دیدن بستگان در شهر ابدان رفتیم . یک هفته اقامت در شهر آبدان نیز با دیدار بستگان  ودوستان همراه با شادی و نشاط و تجدید روحیه بود وبچه ا با ماندن در کنار پدر بزرگ و مادربزرگ و دایی ها و عموها کلی برای خود تفریح بازی و گردش نمودند و پس از یک هفته دید و بازدید به شهر بیت السرور مفتون بردخون مراجعت نمودیم.

 

|+| نوشته شده توسط اصغر عاشوری(آموز گار دبستان هاي بردخون در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388  |
 غلامرضا فولادی فرزند خالوحسین بردخونی درگذشت

مرحوم غلام رضا فولادي(مشهور به ميرزا محمود ) فرزند خالو حسين بردخوني

مرحوم فولادی  به اتفاق  حاج حسین شهری در حسینیه

غلامرضا فولادی فرزند خالوحسین بردخونی قهرمان ملی مبارزه با استعمار انگلیس دیروز بر اثر سکته قلبی در گذشت .مرحوم فولادي تحصيل كرده نظام قديم آموزشي شش كلاسه ابتدايي بود . تحصيلات خود را در بردخون و مدرسه مشهور البرز تهران گذراند . مدرسه البرز محل تحصيل بسياري از رجال سياسي و سلطنتي ايران بو دايشان شخصي متين آرام و با فرهنگ بود . مرحوم فولادي در وزارت بهداري قديم استخدام شد. ودر قسمت مبارزه با بيماري مهلك مالاريا در زمان قبل از انقلاب امشغول به كار گرديد و در شهرستان ها ي دير و كنگان و روستاهاي تابعه وصبالعبور اين مناطق جهت شناسايي و ريشه كني مالاريا تلاشهاي زيدي نمود و با همين سمت نيز بازنشسته گرديد. ايشان افتخار يك دوره خدمت در شوراي شهر بردخون به شهر وندان بردخوني را نيز در كارنامه خدمات عمومي خود به ثبت رساند . روحش شاد  ويادش گرامي باد

|+| نوشته شده توسط اصغر عاشوری(آموز گار دبستان هاي بردخون در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387  |
 عید نوروز وبهار طبیعت

سال نو برهمه مبارک باد 

 زمستان به پایان رسید و سال 87 به آخر رسید . گرد و غبار های کهنه از چهره هر خانه و شهری زدوده می شود .و آثار کهنگی وخمودی برچیده می شود . درختان لباس نو می پوشند و گلها و غنچه ها با شادمانی شکوفا شده و به استقبال  بهار می روتد . صدای آوازدل نواز و زیبای پرندگان شوری وصف ناپذیر را می آفریند. آهسته آهسته صدای پای بهار می آید و سال نو از راه میر سد . فرا رسیدن سال نو و بهار طبیعت را به  تمام مردم دنیا و مسلمانان و همه ایرانیان و هم وطنان  عزیز و همشهریان و همکاران و دانش آموزان تبریک و تهنیت می گویم . سال نو همه مبارک باشد . صدها سال عمرتان باد

|+| نوشته شده توسط اصغر عاشوری(آموز گار دبستان هاي بردخون در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387  |
 حسيني بوشهري: جوانان در دفاع از آرمان‌هاي دفاع مقدس حضور داشته باشند

فارس: نماينده بوشهر در مجلس خبرگان رهبري گفت: جوانان در جنگ نابرابر تهاجم فرهنگي دشمن، به‌ عنوان سربازان خط مقدم در دفاع از آرمان‌هاي دفاع مقدس حضور داشته باشند.

آيت‌الله سيدهاشم حسيني بوشهري جمعه شب در يادواره هشت شهيد روستاي سنا در هرستان دشتي اظهار داشت: مراسم شهدا ما را به اهداف آنها پيوند مي‌دهد و بايد پاسدار ارزش‌هاي شهدا و دستاوردهاي خون انسان‌هاي بي‌ادعا و مخلص باشيم.
وي افزود: اگرچه در ظاهر صحنه جنگ آشكاري وجود ندارد ولي به يقين دشمن براي رسيدن به همين اهداف كه از راه ديگري جنگ اعلام شده خود را از مدت‌ها پيش آغاز كرده و اگر لحظه‌اي غفلت كرده و حركت دشمن را جدي تلقي نكنيم ممكن است شبيخون دشمن از ما قرباني بگيرد.
نماينده بوشهر در مجلس خبرگان رهبري خاطرنشان كرد: در حال حاضر با امدادهاي الهي تاكنون دشمنان در همه عرصه‌ها ناكام مانده و به عظمت و بزرگي ملت ايران لب به اعتراف گشوده‌اند.
مسئول حوزه نمايندگي ولي فقيه در نيروي دريايي سپاه بوشهر نيز در اين مراسم بيان داشت: امامان معصوم (ع) به ما توصيه كرده‌اند كه بايد در محفل شهيدان نشست و در مصيبت آنها گريست و پيام شهيدان را ابلاغ كرد.
حجت‌الاسلام حسين دشتي تصريح كرد: نخستين عنصر در مفهوم شهادت مرگ است ولي در بحث شهادت، مرگ انسان با مرگ ديگري متفاوت است و شهيد مرگ انتخابي دارد ولي مرگ انسان‌هاي عادي طبيعي و بدون اراده است.
وي بيان كرد: جامعه در برابر مرگ‌ها بي‌تفاوت است ولي زماني كه مرگ از آن عنصر اراده انتخاب مي‌شود جامعه تكان مي‌خورد.
مسئول حوزه نمايندگي ولي فقيه در نيروي دريايي سپاه بوشهر اضافه كرد: از ديدگاه امام حسين (ع) مرگ سعادت است و شهيدان كربلا با عشق، اراده، ايمان قوي و با لحظه ‌شماري در انتظار بودند.
امام جمعه موقت بوشهر با بيان اينكه يادواره شهدا پيام خون شهيدان و انتقال آن به نسل جديد است، گفت: منطق شهيد منطق حل شدن در جامعه و منطق سوختن است و اگر انسان در حياتش دنيا را وسيله بداند و علاقه‌هاي مادي را رها كند او نيز مي‌تواند شهيد زنده باشد.
دشتي ادامه داد: انسان‌هايي كه با تقوا شدند حيات طيبه دارند و اگر حيات طيبه در زندگي ما باشد ثواب شهيد را داريم وگرنه نتوانستيم به آن حيات طيبه و شهيد گونه نائل شويم.
در اين يادواره از هشت خانواده شهيد اين روستا تقدير و هدايايي به آنها اهدا شد.

منبع سایت  خبری:سوک


|+| نوشته شده توسط اصغر عاشوری(آموز گار دبستان هاي بردخون در یکشنبه هجدهم اسفند 1387  |
 یادواره شهدای بردخون

امروز جمعه ۱۶/۱۲/۸۷ یادواره سردار شهید یوسف بردستانی و ۷شهید سر افراز و جاودان شهر بردخون با شکوه خاص و استقبال بی نظیر مردم بردخون و شهر های دیر آبدان کاکی وروستاهای اطراف برگزار گردید . تلاش های طاقت فرسای دست اندر کاران و مسئولان ستاد ستودنی بود .از نظر تبلیغاتی و فرهنگی اقدامات موثری انجام شده بود که قابل تقدیر و ستایش خالصانه می باشد . از نکات قابل ذکر این مراسم حضور گروه موزیک منطقه دوم ذوالفقار بوشهر که با اجرای زیبای سرود جمهوری اسلامی و دو اجرای دیگر توجه حاضران را جلب نمود .حضور مسئولان شهرستان فرماندار -معاون ایشان بخشدار وامام جمعه شهرستان از نکات قابل ذکر می باشد . حضور فعال بسیجیان شهر از جوان نوجوان و بزرگسال دیدنی بود

|+| نوشته شده توسط اصغر عاشوری(آموز گار دبستان هاي بردخون در جمعه شانزدهم اسفند 1387  |
 بیشتر درباره خالوحسین بردخونی

 تندیس خالوحسین بردخونی(خورموج)

مقاله ای با قلم حجه الاسلام ش.م.فولادی

زندگي‌ ما انسانهاي‌ امروز پاره‌اي‌ از نتايج‌ زندگاني‌ گذشتگان‌ و تاريخي‌ است‌ که‌ پشت‌ سر گذاشته‌ايم‌ چرا که‌ آدميان‌ امروز پاره‌اي‌ از ديروزيان‌ هستند همانطور که‌ نوع‌ عملکرد ما صحنه‌ سازفرداها خواهد بود به‌ حدي‌ تاريخ‌ در زندگي‌ ما اثر دارد که‌ عدم‌ اطلاع‌ از آن‌ بسياري‌ از مسيرهاي‌ پيش‌ رويمان‌ را تاريک‌ کرده‌ و با سرنوشتي‌ نامعلوم‌ مواجه‌ خواهيم‌ بود. لذا گفته‌اند که‌: >عمريک‌ آدم‌، به‌ اندازه‌ي‌ تاريخي‌ است‌ که‌ خوانده‌ است‌< نشناختن‌ گذشته‌ مانند زندگي‌ در سرزميني‌ است‌ بدون‌ اطلاع‌ از منابع‌ و مخازن‌ زندگي‌ ساز، اينکه‌ مي‌گفتند:>خزائن‌ الارض‌ رجالها<اندوخته‌هاي‌ هر کشور، رجال‌ و مردان‌ آن‌ کشورند. چون‌ در سايه‌ي‌ آگاهي‌ از حرکت‌ و نوع‌ تفکر و انديشه‌ و عملکرد مردان‌ ديروز است‌ که‌ مي‌توان‌ با چشماني‌ باز نسخه‌ي‌ زندگي‌ امروز راپيچيد. ما مردم‌ استان‌ بوشهر گذشته‌اي‌ پر از حادثه‌ داشته‌ايم‌ که‌ هر کدام‌ بيانگر گوشه‌اي‌ از خصوصيات‌ انساني‌ است‌ که‌ جوهره‌ي‌ وجودي‌ فرد يا افراد را بيان‌ مي‌کند و بعضي‌ از آن‌ حوادث‌داراي‌ ارزش‌هاي‌ متعالي‌ است‌ که‌ بر تارک‌ عظمت‌ تاريخ‌ يک‌ ملت‌ براي‌ هميشه‌ مي‌درخشد و هرگز رنگ‌ کهنگي‌ و فراموشي‌ به‌ خود نمي‌گيرد. حوادث‌ در گذشته‌ علي‌ الاغلب‌ قهرماناني‌ درخود جاي‌ مي‌دهد که‌ سربلندي‌ها و افتخارات‌ بر کاکل‌ وجود آن‌ها مي‌چرخد و قدرداني‌ از آنان‌ قدرداني‌ از تمام‌ ارزش‌ هايي‌ است‌ که‌ در آن‌ حادثه‌ يا حوادث‌ نهفته‌ است‌. آنان‌ چنان‌ نقشي‌ ايفاءکرده‌اند که‌ آيندگان‌ احساس‌ مي‌کنند بي‌ نظير بوده‌اند و همانند ندارند بقول‌ صائب‌ تبريزي‌:
از عزيزان‌ رفته‌ رفته‌ شدتهي‌ اين‌ خاکدان‌/يک‌ تن‌ از آيندگان‌ نگرفت‌ جاي‌ رفتگان‌
آدمي‌ احساس‌ مي‌کند که‌ گردش‌ چرخ‌ فلک‌ در گذشته‌ توان‌ تربيت‌ آن‌ قهرمانان‌ را داشته‌ است‌ و گويا امروز ديگر عقيم‌ است‌. همانطور که‌ فياض‌ لاهيجي‌ آرزو کرد که‌:
يک‌ تن‌ از آيندگان‌ نگرفت‌ جاي‌ رفتگان‌/آسمان‌ اي‌ کاش‌ دور ديگر از سر مي‌گرفت‌
بشر متمدن‌ و جهان‌ به‌ توسعه‌ رسيده‌ امروز با همه‌ي‌ بهره‌ مندي‌ از توانايي‌هاي‌ علمي‌ بسياري‌ از ارزش‌هاي‌ معنوي‌ ديروزيان‌ را از دست‌ داده‌ است‌ و عقل‌ محاسبه‌ گر سودجوي‌ او ديگر مانع‌از آن‌ خلاقيت‌هاي‌ عظيم‌ معنوي‌ است‌ که‌ در سايه‌ي‌ فداکاريها و ايثارها به‌ دست‌ مي‌آمد.
قسمتي‌ از وجود ما در سايه‌ي‌ قهرمانان‌ تاريخيمان‌ تجلي‌ مي‌کند که‌ بايد از آن‌ آگاهي‌ داشته‌ باشيم‌ و غفلت‌ از آن‌ هرچند به‌ آن‌ قهرمانان‌ ضرري‌ نمي‌رساند لکن‌ از وجود خود ما مي‌کاهد.
اين‌ مقدمه‌ي‌ کوتاه‌ براي‌ بيان‌ ضرورت‌ گزارشي‌ کوتاه‌ از زندگي‌ راد مردي‌ از خطه‌ي‌ دشتي‌ در استان‌ بوشهر بود مردي‌ که‌ از ايمان‌ و سلامت‌ نفس‌ و شجاعت‌ و ايثار زبانزد عام‌ و خاص‌ بود و درنزد مردمان‌ قدر شناس‌ امروز از افتخارات‌ اين‌ سرزمين‌ به‌ حساب‌ مي‌آيد. عظمت‌ و شکوه‌ او بحدي‌ است‌ که‌ بعد از مرگش‌ شاعر معاصرش‌ مي‌گويد:
گرنه‌ بهر حرمت‌ اين‌ دودمان‌ بودي‌ مجال‌/فاش‌ مي‌گفتم‌ که‌ در دشتي‌ بود قحط رجال‌
مردي‌ که‌ با مردمانش‌ مهر مي‌ورزيد و تکيه‌ گاه‌ آنها بود و در برابر بيگانگان‌ متجاوز چون‌ شير مي‌غريد. بقول‌ شاعر ارزشمند دشتي‌ مرحوم‌ سيد بهمنيار متخلص‌ به‌ مفتون‌ بردخوني‌ (1382 ـ1315 هـ.ق‌)
ديبا چه‌ سعادت‌ و سرمايه‌ ادب‌
پيرايه‌ امان‌ به‌ عنوان‌ اقتدار
سرتا به‌ پا شجاعت‌ و پا تا به‌ سر هنر
يک‌ عالمي‌ رشادت‌ و دنيايي‌ اعتبار
بلي‌ اين‌ مرد بزرگ‌ و قهرمان‌ خطه‌ي‌ دشتي‌ مرحوم‌ خالو حسين‌ دشتي‌ بردخوني‌ است‌ که‌ مبارزه‌اش‌ با تجاوز دولت‌ بهيه‌ي‌ انگليس‌، نامش‌ را جاودان‌ ساخته‌ و موجب‌ افتخار تاريخ‌ مردم‌ دشتي‌است‌.
نگارنده‌ سال‌ها پيش‌ مقاله‌اي‌ کوتاه‌ در روزنامه‌ي‌ کيهان‌ با عنوان‌ پلاله‌هاي‌ دشتي‌پ در يادي‌ از خالو حسين‌ و شهداي‌ دشتي‌ نوشتم‌ اينک‌ تصميم‌ گرفته‌ است‌ که‌ آن‌ مقاله‌ نوشت‌ را با تجديدنظر بار ديگر در نشريات‌ استان‌ بوشهر براي‌ اطلاع‌ خوانندگان‌ محترم‌ منتشر نمايد:
گرنيم‌ زيشان‌ از ايشان‌ گفته‌ام‌
خوشدلم‌ کاين‌ قصه‌ از جان‌ گفته‌ام‌
گر ندارم‌ از شکر جز نام‌ بهر
اين‌ بسي‌ بهتر که‌ اندر کام‌ زهر
چرا که‌ معتقدم‌: >تاريخ‌ فداکاران‌ راهنماييست‌ که‌ سرانجام‌، جوامع‌ انبوه‌ بشريت‌ را در درياي‌ بيکران‌ زندگي‌ به‌ ساحل‌ اميد خواهد رسانيد. تنها سطرهاي‌ جذاب‌ در صفحات‌ زندگي‌ انسان‌هاجاييست‌ که‌ فروغي‌ از کارنامه‌ي‌ فروزان‌ مردان‌ بزرگ‌ بر آن‌ تابيده‌ است‌ و زندگي‌ آنان‌ است‌ که‌ مانند تابلوي‌ جاندار در مر آي‌ آيندگان‌ قرار دارد.<
حرکت‌ دليرانه‌ خالو حسين‌ و مردم‌ دشتي‌ در مبارزه‌ با انگليس‌ و همراهي‌ آنان‌ با شهيد رئيس‌ علي‌ دلواري‌ در جنگ‌ بين‌ الملل‌ اول‌ در سال‌ 1915 ميلادي‌، موجب‌ مي‌شود که‌ خالو حسين‌ نامي‌ماندگار و افتخارآميز در تاريخ‌ باشد و پژوهشگران‌ را وادار به‌ شناخت‌ زواياي‌ مختلف‌ زندگي‌ ايشان‌ نمايد.
اگر خالو حسين‌ دشتي‌ يکي‌ از شخصيت‌هاي‌ محوري‌ در مقاومت‌ و مقابله‌ مردم‌ بوشهر در مقابل‌ لشکر متجاوز انگليس‌ شناخته‌ مي‌شود نشان‌ از خصلت‌ هايي‌ در وجود ايشان‌ دارد که‌ از اوچنين‌ شخصيتي‌ را ساخته‌ است‌ و آنگاه‌ که‌ غوري‌ در زندگي‌ و شخصيت‌ فردي‌ خالو حسين‌ مي‌شود به‌ اين‌ نتيجه‌ مي‌رسيم‌ که‌ او فردي‌ استثنايي‌ و داراي‌ صفاتي‌ منحصر به‌ فرد بوده‌ است‌همانطور که‌ مرحوم‌ مفتون‌ درباره‌اش‌ گفته‌ است‌:
يک‌ گل‌ زما ببرد که‌ نايد به‌ گلستان‌
سروي‌ زپا فکند که‌ نبود به‌ جويبار
چنانکه‌ رئيس‌ ابوالقاسم‌ بن‌ محمد متخلص‌ به‌ فيض‌ زيرودي‌ سرود:
چون‌ تو نبود زير چرخ‌ آسمان‌ ماه‌ هور
ما در گيتي‌ نزايد در دليري‌ چون‌ تو پور
مرحوم‌ خالو حسين‌ فرزند اسماعيل‌ متولد سال‌ 1285 قمري‌، که‌ 80 سال‌ عمر با برکت‌ خود را در خدمت‌ به‌ مردم‌ و کشور و در راه‌ ايمان‌ و اعتقاد خود براي‌ دفاع‌ از مرز و بوم‌ بسر برد و هرگز سرتسليم‌ در مقابل‌ تجاوز خارجي‌ و ستم‌ دولت‌ داخلي‌ فرود نياورد و از رزمندگي‌ در ميدان‌ جنگ‌ و جانبازي‌ و اسارت‌ تا زندان‌ رضاخاني‌ را تحمل‌ نمود و عزت‌ و آزادگي‌ را شعار زندگي‌ قرار داد که‌:
اگر مايه‌ي‌ زندگي‌ بندگي‌ است‌
دو صد بار مردن‌ به‌ از زندگي‌ است‌
مرحوم‌ خالو حسين‌ که‌ کدخدايي‌ مردم‌ بردخون‌ را به‌ عهده‌ داشت‌ آن‌ مردم‌ از جان‌ و دل‌ پذيراي‌ او شده‌ بودند چون‌ ايمان‌ و خلوص‌ خالو و امنيت‌ و بزرگي‌ که‌ با کدخدايي‌ خالو حسين‌ به‌ دست‌آورده‌ بودند مايه‌ي‌ افتخار آنان‌ بود و آوازه‌ي‌ عظمت‌ او همه‌ي‌ اطراف‌ را فرا گرفته‌ بود. عالمان‌ دين‌ از او به‌ بزرگي‌ ياد مي‌کنند نگارنده‌ خود از حضرت‌ آيت‌الله‌ حاج‌ ميرزا احمد دشتي‌ شنيدم‌ که‌مي‌فرمود: خالو حسين‌ هر چند ماه‌، از دشتي‌ شهريه‌ براي‌ طلاب‌ دشتي‌ به‌ نجف‌ مي‌فرستاد و کساني‌ که‌ روزگار او را بياد دارند از تقيد خالو به‌ عبادت‌ و راز و نياز شبانه‌ي‌ او با پروردگار مي‌گويند،بزرگ‌ قوم‌، خود اذان‌ مي‌گويد، مناجات‌ مي‌کند و هنگام‌ سفر آخرين‌ جايي‌ که‌ به‌ خداحافظي‌ مي‌رود منزل‌ روحاني‌ زمان‌ خود مرحوم‌ حاج‌ سيد علي‌ رکني‌ حسيني‌ است‌ و هنگام‌ برگشت‌ از سفراولين‌ خانه‌اي‌ که‌ وارد مي‌شود منزل‌ آن‌ سيد جليل‌ القدر بهر احترام‌ و قدرداني‌ از فرزند رسول‌ خدا (ص‌) است‌ و به‌ سادات‌ منطقه‌ احترام‌ فراوان‌ مي‌گذارد و هرچه‌ در سفره‌ خويش‌ دارد با سادات‌و فقراء تقسيم‌ مي‌نمايد >و آت‌ ذي‌ القر بي‌ حقه‌< را بدرستي‌ ادا مي‌کند. البته‌ بزرگان‌ قوم‌ و سادات‌ قدرشناس‌ هميشه‌ از خالو حسين‌ به‌ بزرگي‌ ياد کرده‌اند چرا که‌: بزرگش‌ نخوانند اهل‌ خرد/ که‌نام‌ بزرگان‌ به‌ زشتي‌ برد، مفتون‌ چه‌ خوب‌ خالو را معرفي‌ مي‌کند:
معروف‌ در عرب‌ بد و مشهور عجم‌
از ديده‌ و نديده‌ و را جمله‌ دوستدار
تخمي‌ نکاشت‌ آن‌ که‌ ندامت‌ دهد ثمر
رايي‌ نداد تا که‌ پشيمان‌ شود زکار
تا بود، بود طرز سلوکش‌ به‌ خوب‌ و بد
با دوستان‌ مروت‌ و با دشمنان‌ مدار
از حسن‌ خلق‌ و نيت‌ او اهل‌ بردخون‌
جمله‌ به‌ ناز و نعمت‌ گشتند مالدار
از حد >رود< تا به‌ >دير< >پشت‌ کوه‌< هم‌
مي‌بود همچو حلقه‌ در انگشت‌ اقتدار
انگليس‌ در سال‌ 1915 ميلادي‌ 1333/ قمري‌ به‌ بوشهر هجوم‌ مي‌آورد و بوشهر را اشغال‌ مي‌کند شهيد رئيس‌ علي‌ دلواري‌، خالو حسين‌ دشتي‌، زائر خضر خان‌ اهرمي‌، شيخ‌ حسين‌ خان‌چاهکوتاهي‌ با پشتوانه‌ي‌ فتواي‌ علماء و مراجع‌ عاليقدر چون‌ ميرزاي‌ شيرازي‌، سيد عبدالله‌ مجتهد بلادي‌، علم‌ الهدي‌ اهرمي‌ و... مردم‌ مؤمن‌ و جان‌ به‌ کف‌ را به‌ مقاومت‌ در مقابل‌ تجاوزدولت‌ انگليس‌ فرا مي‌خوانند. مرحوم‌ خالو حسين‌ دشتي‌ در سال‌ 1333 قمري‌ اوايل‌ ماه‌ مبارک‌ رمضان‌ با شهيد رئيس‌ علي‌ دلواري‌ در بوشهر به‌ ملاقات‌ حاج‌ سيد محمدرضا کازروني‌ يکي‌ ازروحانيون‌ مبارز بوشهري‌ در منزل‌ يکي‌ از تجار رفته‌ و شهيد رئيس‌ علي‌ قسم‌ ياد مي‌کنند به‌ کلام‌ الله‌ مجيد که‌: اي‌ کلام‌ الله‌ گفتار مرا شاهد باش‌. من‌ به‌ تو سوگند ياد مي‌کنم‌ که‌ اگرانگليسي‌ها بخواهند بوشهر را تصرف‌ و به‌ خاک‌ وطن‌ من‌ تجاوز نمايند در مقام‌ مدافعه‌ برآيم‌ و تا آخرين‌ قطره‌ خون‌ من‌ بر زمين‌ نريخته‌ است‌ دست‌ از جنگ‌ و ستيز با آنان‌ نکشم‌ و اگر غير ازاين‌ رفتار کنم‌ در شمار منکرين‌ و کافرين‌ به‌ تو باشم‌ و خدا و رسول‌ از من‌ بيزار باشند. (دليران‌ تنگستان‌ ـ رکن‌ زاده‌ آدميت‌ ص‌87)
مردم‌ مؤمن‌ و سرداران‌ دلاور دشتي‌ و تنگستان‌ انگيزه‌اي‌ جز دفاع‌ از وطن‌ و انجام‌ تکليف‌ ملي‌ مذهبي‌ خود و بيگانه‌ ستيزي‌ و پيروي‌ از مراجع‌ تقليد و علماي‌ بلاد نداشتند و خود خوب‌مي‌دانستند که‌ با عده‌ قليل‌ و تجهيزات‌ اندک‌ و فرسوده‌ در مقابل‌ ابر قدرت‌ تا دندان‌ مسلح‌ انگليس‌ چه‌ بسا توان‌ مقاومت‌ که‌ بتوانند آنان‌ را به‌ شکست‌ بکشانند نداشته‌ باشند اما ايمان‌ وآزادگي‌ و وطن‌ دوستي‌ به‌ آن‌ مردم‌ اجازه‌ي‌ سکوت‌ و سکون‌ نمي‌داد. لذا نهضت‌ مقاومت‌ اين‌ دلير مردان‌ از اصالتي‌ خدشه‌ناپذير برخوردار است‌ که‌ به‌ فرمايش‌ دکتر عبدالرسول‌ خير انديش‌:ويژگي‌هاي‌ مبارزاتي‌ ضد استعماري‌ مردم‌ تنگستان‌، دشتي‌ و دشتستان‌ عبارتند از
 1ـ پيش‌ قدمي‌: چون‌ اولين‌ جايي‌ که‌ براي‌ حفظ استقلال‌ وطن‌ پيش‌ قدم‌ شد اين‌ مردم‌ بودند.
 2ـ استقامت‌: با تمام‌ سختي‌ها، محدوديت‌ها، عدم‌ همکاري‌ دولت‌ وقت‌ و شيوع‌ مرض‌ وبا و...
3ـ تنهايي‌: بدون‌ هيچ‌ تأثيري‌ از بيگانگان‌، جوششي‌ برخاسته‌ از عرق‌ ديني‌ و ملي‌ و ميهني‌ و غيرت‌ و مردانگي‌.
4ـ اسلاميت‌: نقش‌ فتواها و همراهي‌هاي‌ علماي‌ بلاد و مراجع‌ تقليد نجف‌ اشرف‌.
5ـ عمل‌ به‌ تکليف‌: بدون‌ هيچ‌ چشمداشتي‌ و يا بدست‌ آوردن‌ قدرت‌ و مقامي‌.
6ـ مظلوميت‌: هيچ‌ نهضتي‌ با اين‌ عظمت‌ و اصالت‌ در چنين‌ گمنامي‌ و انزوا را نگرفته‌ است‌.
اگرچه‌ بعد از انقلاب‌ اسلامي‌ مقداري‌ به‌ نقش‌ عظيم‌ شهيد بزرگ‌ رئيس‌ علي‌ دلواري‌ پرداخته‌ شد و گهگاهي‌ از دليران‌ تنگستان‌ يادي‌ مي‌شود و يا چند کتاب‌ نوشته‌ و کنگره‌اي‌ به‌ نام‌ آن‌شهيد برگزار شده‌ است‌ اما متأسفانه‌ از مردم‌ دشتي‌ و شهداي‌ آن‌ نهضت‌ و سردار دلير آن‌ خالو حسين‌ دشتي‌ کمتر سخن‌ به‌ ميان‌ مي‌آيد و چه‌ بسا دست‌ هايي‌ پيدا و پنهان‌ مانع‌ از آن‌ شده‌ است‌که‌ خورشيد فروزان‌ دشتي‌ از پشت‌ ابرهاي‌ حسادت‌ و کوته‌ بيني‌ ظهور کند.
با شروع‌ جنگ‌ جهاني‌ اول‌  اشغال‌ بوشهر توسط انگليسي‌ها، مقاومت‌ و مبارزه‌ سراسر استان‌ بوشهر را فرا مي‌گيرد و بزرگان‌ قوم‌ مردم‌ را به‌ ايستادگي‌ دعوت‌ مي‌کنند. مرحوم‌ خالو حسين‌ دشتي‌نيز با 150 تفنگچي‌ به‌ ياري‌ رئيس‌ علي‌ دلواري‌ مي‌شتابد خالو حسين‌، با تفنگچي‌هاي‌ خود به‌ دلوار رفته‌ و همراه‌ تفنگچي‌هاي‌ رئيس‌ علي‌ با سربازان‌ انگليسي‌ و هندي‌ درگير مي‌شوند وآنان‌ را با تلفات‌ فراوان‌ جانبي‌ مجبور به‌ عقب‌ نشيني‌ و راهي‌ بوشهر مي‌کنند و خالو حسين‌ و نيروهاي‌ مبارز به‌ چغادک‌ رفته‌ و در آنجا موضع‌گيري‌ نموده‌ و جلوي‌ نيروهاي‌ دشمن‌ مي‌ايستند.هواي‌ گرم‌ تابستاني‌ و زمين‌ شوره‌ زار، طاقت‌ را از افراد گرفته‌، زمين‌ را گود کرده‌ و خود را در گودال‌ پنهان‌ مي‌کنند تا مقداري‌ از تابش‌ آفتاب‌ سوزان‌ مصون‌ مانند و آب‌ را در کلاه‌ نمدي‌ که‌ بر سردارند مي‌نوشند. مرحوم‌ خالو در خاطراتي‌ که‌ فرزند ارشدشان‌ مرحوم‌ حاج‌ ابوالقاسم‌ فولادي‌ در يادداشت‌ هايي‌ که‌ به‌ يادگار گذاشته‌اند آورده‌ است‌: در همين‌ چغادک‌ بود که‌ خبر شهادت‌ رئيس‌علي‌ دلواري‌ به‌ آنان‌ مي‌رسد و غم‌ و اندوه‌ همه‌ي‌ مبارزان‌ را فرا مي‌گيرد. خالو مي‌گويد: ما مجدد نيروها را جمع‌ کرده‌ و در نزديک‌ تنگک‌ بوشهر جلوي‌ انگليسي‌ها را گرفتيم‌ در همين‌ جا>واسموس‌ آلماني‌< تشکيل‌ جلسه‌ داد و گفت‌ که‌: شما بايد جنگ‌هاي‌ چريکي‌ و پارتيزاني‌ راه‌ بياندازيد و از جنگ‌ رو در رو پرهيز کنيد که‌ انگليسي‌ها با داشتن‌ اسلحه‌هاي‌ مدرن‌، همه‌ي‌ شمارا شکست‌ مي‌دهند. اما ما حرف‌هاي‌ واسموس‌ را نپذيرفتيم‌ و ايستادگي‌ کرديم‌ و جنگ‌ دوباره‌ شروع‌ شد و در همين‌ جا بوده‌ است‌ که‌ مرحوم‌ خالو حسين‌ از ناحيه‌ي‌ ران‌ و دست‌ زخمي‌ مي‌شود.پژوهشگر پر تلاش‌ بوشهري‌ سيد قاسم‌ ياحسيني‌ در توضيحات‌ کتاب‌ پلوايح‌ و سوانح‌ پ مرحوم‌ آيت‌ الله‌ سيد عبدالله‌ مجتهد بلادي‌ ص‌ 153 زخمي‌ شدن‌ مرحوم‌ خالو را چنين‌ مي‌نويسد: پباشکست‌ انگليسي‌ها در دلوار، خالو حسين‌ و چريک‌هاي‌ تحت‌ امرش‌ به‌ چغادک‌ رفته‌ و با همياري‌ >شيخ‌ حسين‌ خان‌ چاهکوتاهي‌< و >زاير خضر خان‌< شبيخون‌هاي‌ چندي‌ به‌ سپاه‌انگلستان‌ مستقر در بوشهر زدند. در جنگ‌ معروف‌ به‌ >کوه‌ کزي‌< خالو حسين‌ از ناحيه‌ي‌ ران‌ و دست‌ مجروح‌ شد و به‌ اسارت‌ انگليسي‌ها درآمد.
اما محقق‌ ديگر استانمان‌ هيبت‌ الله‌ مالکي‌ در مقاله‌ي‌ پعصر خوانين‌ سه‌ گانه‌پ در کتاب‌ پرئيس‌ علي‌ دلواري‌ پ مجموعه‌ مقالات‌ ص‌ 101 حکايتي‌ ديگر دارد:
>اما سنگر جناح‌ چپ‌ که‌ در آن‌ خالو حسين‌ دشتي‌ و آقا بهمنيار، کدخداي‌ چغادک‌ و شانزده‌ نفر ديگر به‌ دفاع‌ مشغول‌ بودند بواسطه‌ي‌ شدت‌ حمله‌ي‌ دشمن‌ از بقيه‌ جنگاوران‌ تنگستاني‌ وچاهکوتاهي‌ جدا افتاد و تا عصر، با همه‌ي‌ عده‌ و نيروي‌ دشمن‌ مي‌جنگيد. مرحوم‌ خالو حسين‌ بردخوني‌ که‌ فرماندهي‌ اين‌ نجيب‌ زادگان‌ مسلمان‌ را عهده‌ داشت‌ با وجود اينکه‌ دو گلوله‌ خورده‌بود پس‌ از اينکه‌ فشنگش‌ تمام‌ شد همچون‌ شير غران‌ از سنگر بيرون‌ جست‌ و شکم‌ سيزده‌ نفر را با کارد پاره‌ کرد که‌ يکي‌ از آنها يک‌ >ماژور< (سرگرد) بود. در اين‌ هنگام‌، نظاميان‌ انگليسي‌و هندي‌ اطراف‌ ايشان‌ و همراهانشان‌ را محاصره‌ کردند و آنها را دستگير نمودند.< اين‌ مطلب‌ در شعر مرحوم‌ مفتون‌ نيز آمده‌ است‌ که‌:
خالو حسين‌ زدشتي‌ با عده‌اي‌ کثير
نام‌ آوران‌ جنگ‌ و دليران‌ روزگار
با دولت‌ بهيه‌ چو گرديد رو به‌ رو
آن‌ مرد نامجوي‌ به‌ هنگام‌ کارزار
تا بود عده‌ دوربرش‌ جنگ‌ با تفنگ‌ 
نزديک‌ چون‌ شدند به‌ خنجر فتاد کار
سولجر هجوم‌ کرد بر اين‌ شير خشمناک‌
مجروح‌ شد زدست‌ و زپا گشت‌ زخم‌ دار
گرچه‌ اسير گشت‌ زخون‌ عدو نمود
سطح‌ زمين‌ معرکه‌ چون‌ دشت‌ لاله‌ زار
خالو حسين‌ بعد از زخمي‌ شدن‌ و تمام‌ شدن‌ فشنگ‌هاي‌ اسلحه‌اش‌ و مبارزه‌ تن‌ به‌ تن‌، محاصره‌ مي‌شود و به‌ اسارت‌ در مي‌آيد، او را دستگير و به‌ عمارت‌ ملک‌ در بهمني‌ بوشهر به‌ همراه‌دوستش‌ کمال‌ ميمد منتقل‌ مي‌کنند و پس‌ از چند روز اين‌ دو را از هم‌ جدا کرده‌ خالو را بعد از يک‌ محاکمه‌ صوري‌ به‌ بصره‌ تبعيد مي‌کنند و کمال‌ ميمد را به‌ جزيره‌ جاوه‌ در اندونزي‌ مي‌برند.
خالو حسين‌ را بيش‌ از يک‌ سال‌ در بصره‌ در اسارت‌ نگه‌ مي‌دارند.
مرحوم‌ حاج‌ ابوالقاسم‌ فولادي‌ از قول‌ پدرشان‌ مي‌نويسد که‌: در عمارت‌ ملک‌ توسط يک‌ افسر انگليسي‌ محاکمه‌ شده‌ است‌. از خالو مي‌پرسند: تو چه‌ کاره‌ هستي‌؟ مي‌گويد: من‌ رئيس‌ قبيله‌هستم‌. چرا با قواي‌ انگليسي‌ مي‌جنگي‌؟ آيا از نيروهاي‌ بريتانياي‌ کبير نمي‌ترسي‌؟ خالو در جواب‌ مي‌گويد: من‌ از خودمان‌، وطنم‌ و خاکم‌ دفاع‌ مي‌کنم‌ و اين‌ شما هستيد که‌ از فرسنگ‌ها آمده‌و با ما سر جنگ‌ داريد و شعري‌ منسوب‌ به‌ فردوسي‌ برايش‌ مي‌خواند که‌: چو ايران‌ نباشد تن‌ من‌ مباد.
خالو حسين‌ مي‌گويد: افسر انگليسي‌ از جواب‌هاي‌ من‌ که‌ مترجم‌ برايش‌ مي‌گفت‌ خوشش‌ مي‌آمد و با احترام‌ برخورد مي‌کرد. در عمارت‌ ملک‌ يک‌ افسر انگليسي‌ يک‌ گيوه‌ محلي‌ آلوده‌ بخون‌کشته‌هاي‌ ما به‌ پا کرده‌ بود و به‌ ما نشان‌ مي‌داد به‌ مترجم‌ خود گفتم‌: به‌ اين‌ افسر بي‌ معرفت‌ بگو تو با اين‌ عمل‌ خود مي‌خواهي‌ ما را بترساني‌ بدان‌ که‌ من‌ به‌ تنهايي‌ نزديک‌ دويست‌ تن‌ ازشما را کشته‌ام‌ و من‌ از تو و دولت‌ تو ترس‌ و واهمه‌اي‌ ندارم‌.
پس‌ از چند روز خالو را با ساير اسراء به‌ بصره‌ عراق‌ منتقل‌ کرده‌ و در آنجا زنداني‌ کردند ـ دکتر و پرستار از لندن‌ آورده‌ و زخمي‌ها را مداوا کردند. خالو در خاطرات‌ خود آورده‌ است‌ که‌: پرستارانگليسي‌ عطر مي‌زد و ما به‌ خيال‌ اينکه‌ بوي‌ عطر براي‌ زخم‌ مضر است‌ انتقاد و اعتراض‌ مي‌کرديم‌ و او مي‌خنديد و مي‌گفت‌: نترسيد من‌ ميکروب‌هاي‌ زخم‌ شما را مي‌کشم‌ و به‌ پانسمان‌مشغول‌ مي‌شد. آنها به‌ اسيران‌ جنگي‌ مخصوص سران‌ آنها احترام‌ مي‌گذاشتند هر روز لباس‌هاي‌ ما را تعويض‌ کرده‌ و غير از خوراک‌ و ميوه‌ روزي‌ پنج‌ روپيه‌ روي‌ تختم‌ مي‌گذاشتند و مي‌گفتندشايد خودت‌ چيزهايي‌ را بخواهي‌ که‌ ما نمي‌دانيم‌. پس‌ از يک‌ سال‌ که‌ ديگر حالم‌ خوب‌ شده‌ بود 150 نفر از اسراء از دولت‌ عثماني‌ از جزيره‌ جاوه‌ به‌ بصره‌ آوردند و در آن‌ موقع‌ فهميدم‌ که‌دوستم‌ کمال‌ ميمد به‌ جزيره‌ جاوه‌ برده‌اند. اسراي‌ عثماني‌ را آزاد کردند و آنها پيشنهاد دادند که‌ تو نيز با ما بيا ترکيه‌ و ما تو را به‌ کمال‌ پاشا يا آتا ترک‌ رئيس‌ جمهور معرفي‌ مي‌کنيم‌ تا ازطريق‌ سفارت‌ ايران‌ منتقل‌ به‌ ايران‌ شوي‌; اما انگليسي‌ها موافقت‌ نکردند و گفتند: تو را بايد تحويل‌ دولت‌ ايران‌ بدهيم‌. پس‌ از يکسال‌ و اندي‌ دوستم‌ کمال‌ ميمد را از جزيره‌ جاوه‌ به‌ نزد ماآوردند. آنگاه‌ که‌ مي‌خواستند ما را آزاد کنند به‌ ما گفتند: بايد تعهد بدهيد که‌ از اين‌ به‌ بعد با دولت‌ فهيمه‌ انگليس‌ نجگيد که‌ من‌ در جواب‌ گفتم‌: اگر باز هم‌ بخواهيد به‌ خاک‌ ما تجاوز کنيدخواهيم‌ جنگيد. و آنها در مقابل‌ جواب‌هاي‌ من‌ هيچ‌ عکس‌ العمل‌ خشني‌ نشان‌ نمي‌دادند.
اخلاق‌ و رفتار خالو حسين‌ فولادي‌ دشتي‌ با دوستان‌ مروت‌ و با دشمنان‌ مدارا بوده‌ است‌ و خشم‌ خود را با شجاعت‌ و استواري‌ در ميدان‌ نبرد و جنگ‌ رو در رو بروز مي‌داده‌ است‌ که‌ اشداء علي‌الکفار ـ رحماء بينهم‌ از صفات‌ پيروان‌ پيامبر رحمت‌ است‌. در خاطرات‌ خالو به‌ قلم‌ فرزندشان‌ حاج‌ ابوالقاسم‌ آمده‌ است‌ که‌: اسراء ترک‌ (عثماني‌) وقتي‌ آزاد شدند در موقع‌ خداحافظي‌ با من‌گريه‌ مي‌کردند.
در وقت‌ جنگ‌ غيظ و غضب‌ از رخش‌ عيان‌ /درگاه‌ صلح‌، صدق‌ و صفا کرده‌ آشکار
مرحوم‌ خالو حسين‌ و اسراي‌ تنگستاني‌ را بعد از يکسال‌ و اندي‌ با شرائطي‌ ازجمله‌ آزادي‌ کلنل‌ اکانور و اسراي‌ انگليسي‌ از طرف‌ ايران‌ آزاد مي‌کنند ـ آن‌ سردار بزرگ‌ دشتي‌ را به‌ همراه‌ ديگراسرا دشتي‌ و تنگستان‌ با کشتي‌ به‌ بوشهر آورده‌ و در مقابل‌ چند نفر از مقامات‌ صاحب‌ رتبه‌ انگليسي‌ که‌ توسط مرحوم‌ زائر خضر (خدر) خان‌ اهرمي‌ به‌ گروگان‌ گرفته‌ شده‌ بودند در چغادک‌مبادله‌ مي‌شوند و مرحوم‌ خالو حسين‌ به‌ کمک‌ مرحوم‌ حاج‌ سيد محمدرضا کازروني‌ توسط لنج‌ از طريق‌ دريا به‌ بردخون‌ زادگاهش‌ منتقل‌ مي‌شود و مورد استقبال‌ باشکوه‌ مردم‌ منتظر آن‌ ديارقرار مي‌گيرد.
بقول‌ مرحوم‌ مفتون‌:
يکسال‌ هم‌ به‌ بصره‌ به‌ زندان‌ مقيم‌ بود
زنجير بهر شير نباشد به‌ دهر عار
روباه‌ کس‌ نديده‌ گرفتار سلسله‌
زنجير بهر گردن‌ شير است‌ افتخار
از حبس‌ شد خلاص‌ نموده‌ معاودت‌
در بردخون‌ به‌ مرکز خود گشت‌ برقرار
خاک‌ بلوک‌ ديد پر از جور و شور و شر
شيخ‌ دموخ‌ کرده‌ رياست‌ به‌ آن‌ ديار
آن‌ سردار آزاده‌ هنگام‌ ورود به‌ بوشهر متوجه‌ شهادت‌ چهل‌ نفر از نيروهاي‌ تحت‌ امرش‌ مي‌شود که‌ در اين‌ مقاله‌ به‌ تعدادي‌ از کساني‌ که‌ در رکاب‌ مرحوم‌ خالو حسين‌ در جنگ‌ با انگليسي‌هاشرکت‌ داشته‌اند و نام‌ جاودان‌ عده‌اي‌ از شهداي‌ آن‌ جنگ‌ نابرابر را زينت‌ بخش‌ پايان‌ مقاله‌ قرار خواهيم‌ داد.
مرحوم‌ خالو حسين‌ نه‌ تنها با تجاوز دولت‌ بيگانه‌ انگليس‌ به‌ ستيز و مقابله‌ پرداخت‌ که‌ با ستم‌ دولت‌ داخلي‌ نيز سر ناسازگاري‌ داشت‌ و دولت‌ وقت‌ نه‌ تنها قدردان‌ مجاهدات‌ آن‌ مجاهد بزرگ‌نبود که‌ به‌ عناوين‌ و بهانه‌هاي‌ مختلف‌ مرحوم‌ خالو حسين‌ و برادرش‌ بهمنيار فولادي‌ را به‌ زندان‌ مي‌انداخت‌ خالو به‌ مبارزان‌ بختياري‌ در مقابل‌ دولت‌ وقت‌ کمک‌ تسليحاتي‌ مي‌کرد و گويادولت‌ را نامشروع‌ دانسته‌ و ياري‌ و همکاري‌ با آن‌ را حرام‌ مي‌دانست‌.
دولت‌ پهلوي‌، خالو حسين‌ و برادرش‌ بهمنيار را حدود هيجده‌ ماه‌ به‌ زندان‌ کريمخاني‌ شيراز انداخته‌، که‌ در همين‌ زندان‌ يکي‌ از چشمان‌ تيزبين‌ خالو که‌ هرگز در شکار خطا نمي‌کرد نابينامي‌شود. مرحوم‌ حاج‌ ابوالقاسم‌ فولادي‌ مي‌نويسد: با وساطت‌ علوي‌ مقدم‌ رئيس‌ ستاد لشکر در مقابل‌ دريافت‌ پول‌، خالو حسين‌ آزاد مي‌شود.
در هر حال‌ راد مرد دشتي‌ در سال‌ 1325 هجري‌ شمسي‌ / 1365 قمري‌ در سن‌ هشتاد سالگي‌ دار فاني‌ را وداع‌ گفته‌ و جسد مطهرش‌ توسط فرزندشان‌ حاج‌ ابوالقاسم‌ به‌ نجف‌ اشرف‌ منتقل‌شده‌ و در وادي‌ السلام‌ به‌ خاک‌ سپرده‌ مي‌شود.
عمرش‌ رسيد چون‌ که‌ به‌ هشتاد در جهان‌
کرده‌ سراي‌ باقي‌ بر فاني‌ اختيار
در روز هفتم‌ از مه‌ شعبان‌ به‌ وقت‌ ظهر
فرمان‌ ارجعي‌ برسيد زآفريدگار
لبيک‌ گفت‌ عازم‌ بزم‌ وصال‌ شد
از خانه‌ رخت‌ بست‌ بشد وارد مزار
سال‌ وفاتش‌ ارطلبي‌ >گشته‌ خم‌< بود
از مرگ‌ او قد ابول‌، پشت‌ بهميار
تاريخش‌ ار به‌ طور سهولت‌ طلب‌ کني‌
گويم‌ که‌ شصت‌ و پنج‌ پس‌ از سيصد و هزار
مرحوم‌ فيض‌ زيرودي‌ (رئيس‌ ابوالقاسم‌) خوب‌ سرود که‌:
مهتر ما بهتر ما اي‌ دلير صف‌ شکن‌
چون‌ تو ديگر مي‌نيايد ضيغمي‌ اندر زمن‌
گر بشد مير قبايل‌ سرور ما زين‌ جهان‌
ما دعا خوان‌ و ثنا خوانيم‌ وا پس‌ ماندگان‌
ما نيز در اينجا مناسب‌ مي‌دانيم‌ که‌ يادي‌ کنيم‌ از يکي‌ از بازماندگان‌ خالو حسين‌ که‌ در بزرگي‌ نشان‌ از پدر داشت‌ و بزرگ‌ترين‌ خدمت‌ به‌ مردم‌ بردخون‌ نمود و اگر پدرشان‌ در دفاع‌ از مرز و بوم‌اين‌ کشور حماسه‌ آفريد او نيز در صحنه‌ي‌ فرهنگ‌ خوب‌ درخشيد و با آوردن‌ اولين‌ مدرسه‌ جديد به‌ بردخون‌ پرده‌ي‌ جهل‌ و بي‌ سوادي‌ را دريد. آري‌ فرزند برومند ايشان‌ مرحوم‌ حاج‌ ابوالقاسم‌فولادي‌ با تلاش‌ طاقت‌ فرسا همت‌ به‌ باسواد نمودن‌ فرزندان‌ مردم‌ بردخون‌ نمود و آنان‌ را اجبار کردکه‌ به‌ مدرسه‌ روند و خود اولين‌ مدرسه‌ را در بردخون‌ به‌ نام‌ پمدرسه‌ي‌ فولادي‌ پ تأسيس‌نمود، هرچند بعد از انقلاب‌ آن‌ مدرسه‌ تغيير نام‌ داده‌ و به‌ نام‌ پمدرسه‌ي‌ بلال‌پ نمودند€€€ اين‌ هم‌ از معجزات‌ اهل‌ کرامت‌ عصر ما است‌.
>نام‌ تعدادي‌ از شهداي‌ دشتي‌ در جنگ‌ بين‌ الملل‌ در رکاب‌ سردار بزرگ‌ دشتي‌ خالو حسين‌<
مرحوم‌ حاج‌ ابوالقاسم‌ فولادي‌ در يادداشتي‌ براي‌ نگارنده‌ نام‌ هيجده‌ نفر از شهداي‌ دشتي‌ را به‌ اين‌ ترتيب‌ ذکر نموده‌اند:
1ـ ملا حسين‌ حاجي‌ ميدري‌ از اهالي‌ مل‌ سوخته‌
2ـ حيدر ميرزا کمال‌ خالدي‌ از اهالي‌ بردخون‌
3ـ عبدالله‌ محبوب‌ از اهالي‌ بردخون‌
4ـ علي‌ محمد کاظميان‌ از اهالي‌ بردخون‌
5ـ ملک‌ زاير محمد از اهالي‌ ملا سالمي‌
6ـ علي‌ محمد فخرو از اهالي‌ تل‌ سنگ‌
7ـ غلام‌ حيدر جمالي‌ از اهالي‌ گسخون‌ بردخون‌
8ـ حيدر محمد علي‌ فولادي‌ از اهالي‌ بردخون‌
9ـ محمد علي‌ حاج‌ قنبر از اهالي‌ بردخون‌
10ـ عبدالله‌ عباس‌ خسروي‌ از اهالي‌ بردخون‌
11ـ خسرو مشهدي‌ زاير قاسم‌ خسروي‌ از اهالي‌ بردخون‌ کهنه‌
12ـ حسين‌ حاج‌ علي‌ ميدري‌ از اهالي‌ مل‌ سوخته‌
13ـ علي‌ حاجي‌ فرزند غلام‌ از اهالي‌ درود احمد
14ـ محمد فريد فريدوني‌ از اهالي‌ خرگانه‌
15ـ محمد احمد از اهالي‌ تل‌ سنگ‌
16ـ محمد علي‌ محمد حسين‌ عابدي‌ از اهالي‌ چاه‌ پهن‌
17ـ قنبر که‌ در خدمت‌ علي‌ زاير سالم‌ فولادي‌ بوده‌ از اهالي‌ بطانه‌
18ـ ملا حسين‌ حاج‌ ميرزا مؤمني‌ از اهالي‌ دميگز
چند نام‌ ديگر از شهدا و مجروحين‌ و کساني‌ که‌ در جنگ‌ بين‌ الملل‌ و همراه‌ مرحوم‌ خالو حسين‌ شرکت‌ داشته‌اند، توسط فرزند ديگر ايشان‌، ميرزا محمود فولادي‌ در اختيار قرار گرفت‌ که‌همين‌ جا از ايشان‌ سپاس‌ فراوان‌ دارم‌.
19ـ عبدالله‌ احمدي‌ از اهالي‌ گلزني‌
مجروحين‌:
1ـ حاج‌ فخرالدين‌ پولادي‌ 2ـ محمد عبدالله‌ فولادي‌  3ـ حاجي‌ زاير محمد 4ـ علي‌ حاجي‌  5ـ کمال‌ ميمد فخرايي‌ اسير ساکن‌ چاه‌ پهن‌  6ـ زاير محمد فخرايي‌  7ـ محمد عابدي‌ ساکن‌ملگنزه‌
نام‌ عده‌اي‌ از کساني‌ که‌ در آن‌ جنگ‌ همراه‌ خالو حسين‌ شرکت‌ داشتند:
1ـ ميرزا آخوند ملا قاسم‌ فخرايي‌ 2ـ زاير اسماعيل‌ احمدي‌ 3ـ حسين‌ احمد 4ـ ملا حسين‌ حاجي‌  5ـ حاج‌ قاسم‌ احمدي‌ 6ـ رئيس‌ عالي‌ محمودي‌  7ـ حاج‌ محمد بردستاني‌ 8ـ سيد حسين‌عزيزي‌ 9ـ حاج‌ غلام‌ زايد سالم‌ فولادي‌ ساکن‌ درود احمد  10ـ حاجي‌ زاير سالم‌ فولادي‌ ساکن‌ درود احمد 11ـ حاجي‌ زاير سالم‌ فولادي‌ ساکن‌ درود احمد
12ـ حيدر حسين‌ محمد فولادي‌ ساکن‌ درود احمد 13ـ محمد اسماعيل‌ فخرايي‌ و همراهان‌ از جم‌ و ريز که‌ عده‌اي‌ از آنان‌ شهيد شدند 14ـ محمد فريد گنخکي‌ 15ـ محمد احمدي‌ 16ـاسدالله‌ خالدي‌ 17ـ حاج‌ حسين‌ قايدي‌ 18ـ حاج‌ قاسم‌ بردستاني‌ 19ـ غلامرضا مشهدي‌ ساکن‌ مل‌ گنزه‌
انشاءالله‌ به‌ همت‌ مطلعين‌، نام‌ ديگر شهيدان‌ آن‌ حماسه‌ و مقاومت‌ براي‌ ثبت‌ در تاريخ‌ اين‌ کشور حماسي‌ شيعي‌، منتشر شود تا نامشان‌ همچون‌ يادشان‌ هميشه‌ جاويد بماند.
در آخر چنانچه‌ در ذکر نام‌ و ديار شهيدان‌ و مجروحين‌ و رزمندگان‌ اشتباهي‌ رخ‌ داده‌ است‌ عذر خواسته‌ و آمادگي‌ پذيرش‌ و اصلاح‌ آن‌ را اعلام‌ مي‌داريم‌ و آخر دعوانا الحمدالله‌ رب‌ العالمين‌

منبع :سایت هفته نامه نسیم جنوب

|+| نوشته شده توسط اصغر عاشوری(آموز گار دبستان هاي بردخون در شنبه دهم اسفند 1387  |
 زندگی خالوحسین بردخونی در یک نگاه

              خالوحسین بردخونی مبارز ملی با استعمار انگلیس همرزم رییس علی دلواریخالوحسین بردخونی مبارز ملی با استعمار انگلیس همرزم رییس علی دلواری

       

 

 

 

 

 

 

 

 

خالو حسین بردخانی فرزند حاجی اسماعیل در سال 1258 هـ . ق /1865 میلادی  در(( بردخان )) یاهمان بردخون فعلی متولد شد . اصل خاندان وی از (طایفه پولاتی ) فولادی ساکن باغک تنگستان بوده.وی پس از مرگ پدر کدخدای بردخون شد . به دلیل پیوند خویشاوندی با رئیس علی دلواری (مادر هردو از طایفه پولاتی (فولادبی باغک بود) از دوران کودکی با وی ارتباط داشته است . در هنگامه جنگ جهانی اول و اشغال بوشهر (1915 میلادی) خالو حسین به همراه 15 تن از تفنگچی هایش به رییس علی دلواری پیوست و در نبرد ها با او همراه شد .پس از شهادت رییس علی دلواری ،خالو حسین به اتفاق شیخ حسین خان چاهکوتاهی و زایر خضر خان اهرمی /9 سپتامبر 1915 میلادی بر مواضع انگلیسی ها در بوشهر حمله آورد  ودر نبرد ((کُه کُزی)) از ناحیه ران و بازو به شدت مجروح شد وبه اسارت دشمن در آمد و به بصره فرستاده شد .مدت اسارت خالوحسین تقریبا 1یک سال طول کشید و بالاخره در  20   اوت 1916 میلادی آزاد شد وبه زادگاهش بردخون بازگشت و مبارزات خود را پی گرفت .در ماجرای خلع سلاح عشایر در زمان رضا شاه به مبارزه با نیروهای دولتی پرداخت وعلیه آنان به پاخاست .در سال 1316 شمسی به اتهام ((طوطئه علیه امنیت کشور)) در زندان کریم خانی شیراز محبوس گردید که پس از تحمل 18 ماه حبس پر مشقت در سال 1318 شمسی آزاد گردید .سر انجام در سال 1324 شمسی /1945 میلادی /1365 هجری قمری در روستای بردخون در گذشت و در قبرستان وادی السلام در نجف اشرف به خاک سپرده شد . با توجه به نقش بسیار موثر خالوحسین بردخانی در قیام دلیران تنگستان بر علیه اشغال گران دولتی انگلیس و مبارزه دوشادوش رییس علی دلواری در مراحل مختلف و پس از شهادت آن قهرمان شجاع و جنگ ومبارزه تا مرز اسارت به دست دشمن خارجی و تحمل حبس طولانی برای دفاع از آب و خاک وناموس این کشور هیچگونه اقدام از سوی مسئولین محلی و شهرستانی و استانی برای تکریم و بزرگداشت این قهرمان از جان گذشته در راه وطن صورت نگرفته و یا احیانا با مخالفت هایی روبرو بوده است . آنچه که از لابلای برگهای تاریخ می توان یافت و خواند و از شواهدو قرائن بر می آیدانگیزه قیام و مبارزه این بزرگ مرد و همراهان دلیر و شجاع ایشان برای دفاع از آب و خاک این سرزمین بوده و هیچگونه منافع شخصی ، قومی و منطقه ای در میان نبوده بلکه به دستور و فتوای علمای بزرگوار نجف اشرف بوده وطبق اظهارات یکی از نوه های آن مرحوم مرقومه ای مبنی بر حکم جهاد از سوی علمای نجف نیز برای ایشان ارسال شده بود که در نزد یکی از اهالی روستای شهنیاء نگهداری می شده و در سال های اخیر مفقود شده است . پس میتوان به استناد به آیه شریفه قرآن که می فرماید : ((فَضَّل اَللّه اَلمُجاهِدینَ عَلَی القاعِدینَ اَجراً عَظیما )) به مقام و جایگاه این مبارز وهمراهان شهید و مفقود الاثر ایشان پی برد و به دور از هر گونه حب و بغض به داوری و قضاوت پرداخت وبرای پاسداشت خالوحسین و همراهان مبارز ایشان به عنوان یکی ازاسناد افتخارات مردم ایران ، استان بوشهرو شهر بردخون که کم هم نیست افتخارکرده ومباهات ور زیدو نسل های آینده را با مفاخر نامدار سر زمین وشهر خود آشنا نموده وهمانگونه که مردم تنگستان و دلوار در حق قهرمان شهید خود رییس علی دلواری سنگ تمام گذاشته و با برپایی همایش ها و کنگره ها رییس علی را بزرگ و گرامی داشته اند و وظیفه نسل های بعد از آن شهید را به خوبی انجام داده و رسالت خود را در این راه به خوبی به انجام رسانده اند زمینه ای را فراهم نماییم تا به عنوان یکی از میراث های ماندگار و اسناد افتخار این سرزمین در قسمتی از شهر و دیارمان یادمانی رابرای پاسداشت این حرکت ملی و مدهبی این سربازان گمنام مکتب پر افتخار اسلام بنا نهاده و برای همراهان شهید این سردارشجاع به نام های کما ل میمد و شهید ...خالدی و سردارشجاع مفقود الاثر ایشان شهید محمد گنخکی از اهالی خرگونه یادمان و بنای یادبود ساخته شود تا در وجود نسل های آینده با آشنایی با تاریخ سراسر افتخار خود همچنان حس شجاعت بزرگی و غیرت وطن دوستی و وطن پرستی زنده مانده و همچنین با مشاهده یادمانها ی شهدای 7سال دفاع مقدس و مطالعه تاریخ سراسر افتخار این جهاد سراسر حماسه و ایثار هم چنان با اراده و شجاع و آماده دفاع و مقامت پرورش یافته و برای حفظ تمامیت ارضی کشور خود جان برکف آگاه و آماده دفاع مبارزه باشند . سروده ای از مرحوم آقا سید بهمنیار حسینی متخلص به ((مفتون))بردخونی در سوگ واز دست دادن این مرد بزرگ سروده اند در زیر می آورم

بازم چولاله قلبِ حزین گشت داغدار - چشمم همی زمرگ رفیقان شد اشکبار

ای چرخ کج روش که زِ یادت نمی رود- وارونه گــــــــردی تو به خــــــوبان روزگار

سازی زسنگ تفرقه از هم جدا و دور - بر جمع دوستان چوکنی ناگــــــهان گذار

تا کی کنم شکایت این دهر پر جفا – --تا کی کنم حکایت این چرخ کــــــــجمدار

یک گل زما ببرد که ناید به گلستان -- سروی زپا فکند که ناید به به جــــــــویبار

(خالوحسین) سر آمد نام آوران عصر – باعقل و بافراست و بیدار و هّّّّّّّّّّّّّّـــــــــوشیار

در دست او عنان ظفر بود ماه و سال – پا در رکاب فتح شب وروز استـــــــــــوار

اندر هزار وسیصد وسی وسه انگلیس- بوشــــــــــهر داده جای مهمات خود قرار

می خواست زین طریق به ایران کند ورود- ایـــــران کند تصرف و اهلش ذلیل و خوار

بنمود رییس علی قد مــردانگی علم—زایر خـــــــــــــضر هم آمده اورا معین ویار

 (خالوحسین) زدشتی باعده ای کثیر- نام آوران جنگ و دلــــــــیران روزگـــــــــار

با دولت بهیُه چو گـــــــــــــــردید روبرو—آن مــــــــــرد نامجوی به هنگام کـار وزار

تا بود عده دور وبرش ،جنگ با تفنگ – نزدیک چون رسید به خنجر رسیـــــــدکار

 سوجر هجوم کرد براین شیر خشمناک---مجروح شد زدســـت و زپا گشت زخم دار

گرچه اسیر گشت، زخون عدو نمود – سطح زمین مـــــعرکه چون دشت لاله زار

یکسال هم به بصره به زندان مقیم بود – زنجیر بهر شــــــــــــــیر نباشد به دهر عار

از حبس شد خلاص نموده معاودت –در بـــــــــــردخون به مرکز خود گشت برقرار

شاهانه این حدود ریاست همی نمود –از تنگسان و دشتی کلیه خـــــــــــــواستار

عمرش رسید چون که به هشتاد در جهان – فـــــــــــــرمان (ارجعی) رسید ز آفــریدگار

 تاریخـــش ار به سهولت طلب کنی- گویم که شصت و پنج پسِ سیصد وهـــــزار

 مـــفتون به فکررفتن ودرکار توشه باش – زیراکه این جــــــهان به کسی نیست پایــدار

|+| نوشته شده توسط اصغر عاشوری(آموز گار دبستان هاي بردخون در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387  |
 وبلاگ حسن جمال زاده بردخونی
حسن جمال زاده شاعر بومی سرا بردخونی

مژده مژده وبلاگ حسن جمال زاده بردخونی شاعر بومی سرای بردخونی به آدرس http://Gehadgar30.blogfa.com راه اندازی گردید . با توچه به علاقه بسیار همشهریان و هم استانی های مهربان و خونگرم به جمال زاده و اشعار محلی و طنز و اجتماعی ایشان اینجانب اقدام به راه اندازی وبلاگی جهت انتشار اشعار ایشان نمودم . امیدوارم که بازدید کنندگان با نظرات سازنده و ارزنده خود راهنما و مشوق ما برای ادامه این خدمت ناچیز فرهنگی باشند .قبلا اعتراف می نمایم که شاید به دلیل بی سوادی آقای جمال زاده اشعار ایشان در بعضی از جاها فاقد قواعد دستوری و قوانیت و قواعد عروض و قافیه باشد .لذا قبلا از این بابت عذر خواهی می نمایم . و یاد آور می شوم که کار بنده صرفا ارج نهادن به تلاش های این مرد دوست داشتنی و بی ریا و عرضه سروده های ایشان به علاقه مندان از طریق دنبای مجازی اینترنت می باشد . حسن جمال زاده بردخونی

|+| نوشته شده توسط اصغر عاشوری(آموز گار دبستان هاي بردخون در سه شنبه هشتم بهمن 1387  |
 
 
بالا